libel

[ایالات متحده]/ˈlaɪbl/
[بریتانیا]/ˈlaɪbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افترا; بیانیه نادرستی که به شهرت یک فرد آسیب می‌زند
vt. افترا زدن; تهمت زدن; متهم کردن

جملات نمونه

A countercharge of libel was made by the opposing counsel.

یک شکایت متقابل افترا توسط وکیل حریف مطرح شد.

a libel calculated to injure the company's reputation.

یک افترا که به گونه‌ای محاسبه شده بود تا به شهرت شرکت آسیب برساند.

a libel trial is in large parts intensely soporific.

بخش بزرگی از یک محاکمه افترا به شدت آورنده خواب است.

He wrote a libel against her character.

او علیه شخصیت او افترا نوشت.

The jury awarded libel damages of £100,000.

هیئت منصفه 100000 پوند خسارت افترا به او داد.

they have been living on a knife-edge since his libel action.

از زمان شکایت افترا او، آنها روی لبه تیغ زندگی کرده اند.

The cost of defending the libel action almost bankrupted the small magazine.

هزینه دفاع از شکایت افترا تقریباً مجله کوچک را ورشکست کرد.

Or when must he laugh, so as to be secure from being taken up as a libeler?

یا چه زمانی باید بخندد تا از اینکه به عنوان افتراگر شناخته شود، در امان باشد؟

aspersion, calumny, defame, denigrate, discredit, libel, malign, slander, slur, stigmatise, traduce, vilify.

توهین، افترا، بدنام کردن، تحقیر، بی‌اعتبار کردن، افتراپراکنی، بدگویی، تهمت، لکه، انگ زدن، بدنام کردن، تحقیر کردن.

The ensuing publicity caused the entertainer to regret having sued the newspaper for libeling his character. See also Synonyms at sinister

تبلیغات پس از آن باعث شد سرگرم‌کننده پشیمان شود که روزنامه را به دلیل افترا به شخصیتش مورد شکایت قرار داده است. همچنین به مترادف‌ها در وب‌سایت شوم نیز مراجعه کنید.

نمونه‌های واقعی

Digital technology makes it easy to disseminate libel widely and anonymously.

فناوری دیجیتال انتشار افترا را به آسانی و به صورت ناشناس امکان‌پذیر می‌کند.

منبع: The Economist (Summary)

Well, there are obviously several laws in Germany regulating speech including libel and defamation.

خب، بدیهی است که چندین قانون در آلمان وجود دارد که سخنرانی، از جمله افترا و تهمت را تنظیم می‌کند.

منبع: NPR News April 2016 Collection

The wantonly libeled men had thus become creditors of the libeler!

مردانی که به طور بی‌رویه مورد افترا قرار گرفته بودند، در نتیجه به طلبکاران افترا زن تبدیل شدند!

منبع: American Original Language Arts Volume 5

Ressa was found guilty last year of libel and sentenced to jail.

رسای سال گذشته به اتهام افترا گناهکار شناخته شد و به حبس محکوم شد.

منبع: VOA Special October 2021 Collection

Other laws recriminalise libel and create a blacklist of (loosely defined) offensive websites.

قوانین دیگر، افترا را دوباره جزئی غیرقانونی می‌کند و فهرستی سیاه از وب‌سایت‌های توهین‌آمیز (به طور سست تعریف شده) ایجاد می‌کند.

منبع: The Economist (Summary)

In Britain, he could take her to court for libel, saying bad things about him.

در بریتانییا، او می‌توانست او را به دلیل افترا به دادگاه بکشد و در مورد او حرف‌های بدی بزند.

منبع: Learn English by Watching Movies with VOA

Libel law, by contrast, badly needs reform.

قانون افترا، در مقابل، به شدت نیازمند اصلاح است.

منبع: The Economist - Comprehensive

Two sorts of legal reform are suggested, on privacy and libel.

دو نوع اصلاحات قانونی پیشنهاد شده است، در مورد حریم خصوصی و افترا.

منبع: The Economist - Comprehensive

Thanks to stringent libel laws, critics of the government could easily be hit with devastating lawsuits.

به لطف قوانین سختگیرانه افترا، منتقدان دولت می‌توانند به راحتی با شکایت‌های ویرانگر مواجه شوند.

منبع: Biography of Famous Historical Figures

Donald Trump has launched a libel action against CNN, accusing the US broadcaster of comparing him to Hitler.

دونالد ترامپ علیه CNN شکایت افترا مطرح کرده و این شبکه پخش کننده را به مقایسه او با هیتلر متهم کرده است.

منبع: BBC Listening Collection October 2022

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید