defectively

[ایالات متحده]/dɪˈfɛktɪvli/
[بریتانیا]/dɪˈfɛktɪvli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طرز معیوب؛ فاقد برخی از ویژگی‌های ضروری

عبارات و ترکیب‌ها

defectively designed

طراحی معیوب

defectively manufactured

تولید معیوب

defectively functioning

عملکرد معیوب

defectively tested

تست معیوب

defectively assembled

مونتاژ معیوب

defectively operated

به طور معیوب کار کرد

defectively applied

اعمال معیوب

defectively reported

گزارش معیوب

defectively coded

کدنویسی معیوب

defectively documented

مستندسازی معیوب

جملات نمونه

the product was defectively manufactured, causing numerous issues.

محصول به طور معیوب تولید شده بود که باعث بروز مشکلات متعددی شد.

he performed defectively in the test, resulting in a low score.

او در امتحان به طور معیوب عمل کرد و در نتیجه نمره پایینی کسب کرد.

the software was defectively designed, leading to frequent crashes.

نرم افزار به طور معیوب طراحی شده بود که منجر به خرابی های مکرر می شد.

her argument was defectively constructed, lacking strong evidence.

استدلال او به طور معیوب ساخته شده بود و فاقد شواهد قوی بود.

the report was defectively edited, containing several errors.

گزارش به طور معیوب ویرایش شده بود و حاوی چندین خطا بود.

the device functioned defectively, prompting a recall.

دستگاه به طور معیوب کار می کرد و باعث فراخوان شد.

her performance was defectively lacking in enthusiasm.

عملکرد او به طور معیوب فاقد شور و شوق بود.

the painting was defectively restored, diminishing its value.

نقاشی به طور معیوب ترمیم شده بود و ارزش آن را کاهش داد.

the contract was defectively written, leading to misunderstandings.

قرارداد به طور معیوب نوشته شده بود و منجر به سوء تفاهم شد.

they discovered that the batch was defectively processed.

آنها متوجه شدند که دسته به طور معیوب فرآوری شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید