flawed

[ایالات متحده]/flɔːd/
[بریتانیا]/flɔːd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ناقص; ترک‌خورده; معیوب.

جملات نمونه

The material is flawed throughout.

مواد در سراسر آن دارای نقص است.

The study was methodologically flawed.

مطالعه از نظر روش‌شناختی معیوب بود.

the computer game was flawed by poor programming.

بازی کامپیوتری به دلیل برنامه‌نویسی ضعیف دارای نقص بود.

comments that simply point up flawed reasoning.

نظراتی که صرفاً استدلال معیوب را نشان می‌دهند.

It's a pity that the scar flawed her skin.

متاسفم که جای زخم پوست او را ناقص کرد.

a series of fatally flawed judgements

مجموعه‌ای از قضاوت‌های به شدت معیوب

Fixed Some flawed header or trailer MPEG files are now importable through the MPEG File Reader.

رفع مشکل: برخی از فایل‌های MPEG دارای هدر یا تریلر معیوب اکنون می‌توانند از طریق MPEG File Reader وارد شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید