dehumanizes individuals
بیاعتباری افراد
dehumanizes others
بیاعتباری دیگران
dehumanizes society
بیاعتباری جامعه
dehumanizes people
بیاعتباری مردم
dehumanizes workers
بیاعتباری کارگران
dehumanizes groups
بیاعتباری گروهها
dehumanizes cultures
بیاعتباری فرهنگها
dehumanizes victims
بیاعتباری قربانیان
dehumanizes relationships
بیاعتباری روابط
dehumanizes humanity
بیاعتباری انسانیت
war often dehumanizes individuals, reducing them to mere statistics.
جنگ اغلب باعث غیرانسانی شدن افراد میشود و آنها را به آمار و ارقام صرف کاهش میدهد.
the media sometimes dehumanizes the victims of violence.
رسانهها گاهی اوقات قربانیان خشونت را غیرانسانی میکنند.
some argue that certain policies dehumanize marginalized groups.
برخی استدلال میکنند که سیاستهای خاص گروههای به حاشیه رانده شده را غیرانسانی میکنند.
bullying often dehumanizes the victim, making them feel worthless.
بدیگویی اغلب قربانی را غیرانسانی میکند و باعث میشود احساس بیارزشی کنند.
he felt that the system dehumanizes workers, treating them like machines.
او احساس میکرد که سیستم باعث غیرانسانی شدن کارگران میشود و آنها را مانند ماشینها مورد استفاده قرار میدهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید