humanizes

[ایالات متحده]/ˈhjuːmənaɪzɪz/
[بریتانیا]/ˈhjuːmənaɪzɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. ویژگی‌های انسانی را به ... می‌دهد؛ آن را قابل ارتباط‌تر می‌کند؛ به شکل انسانی‌تری تبدیل می‌کند؛ مهربان‌تر می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

humanizes technology

انسانی‌سازی فناوری

humanizes the brand

انسانی‌سازی برند

humanizes the experience

انسانی‌سازی تجربه

humanizes interactions

انسانی‌سازی تعاملات

humanizes the workplace

انسانی‌سازی محیط کار

humanizes the data

انسانی‌سازی داده‌ها

humanizes our values

انسانی‌سازی ارزش‌های ما

humanizes customer service

انسانی‌سازی خدمات مشتری

humanizes the story

انسانی‌سازی داستان

humanizes the process

انسانی‌سازی فرآیند

جملات نمونه

art humanizes the struggles of everyday life.

هنر، مبارزات زندگی روزمره را انسانی می‌کند.

technology humanizes the connection between people.

فناوری ارتباط بین افراد را انسانی می‌کند.

storytelling humanizes complex issues.

داستان‌سرایی مسائل پیچیده را انسانی می‌کند.

music humanizes our emotions and experiences.

موسیقی احساسات و تجربیات ما را انسانی می‌کند.

empathy humanizes our interactions with others.

همدردی تعاملات ما با دیگران را انسانی می‌کند.

documentaries humanize historical events.

فیلم‌های مستند رویدادهای تاریخی را انسانی می‌کنند.

literature humanizes the characters we read about.

ادبیات شخصیت‌هایی را که درباره آن‌ها می‌خوانیم، انسانی می‌کند.

through art, we humanize the experiences of others.

از طریق هنر، تجربیات دیگران را انسانی می‌کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید