denouncing

[ایالات متحده]/dɪˈnaʊnsɪŋ/
[بریتانیا]/dɪˈnaʊnsɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور علنی اعلام کردن که نادرست یا شر است؛ فاش کردن یا علیه کسی اطلاع دادن؛ از خاتمه مطلع کردن

عبارات و ترکیب‌ها

denouncing violence

محکوم کردن خشونت

denouncing injustice

محکوم کردن بی‌عدالتی

denouncing corruption

محکوم کردن فساد

denouncing hate

محکوم کردن نفرت

denouncing racism

محکوم کردن نژادپرستی

denouncing oppression

محکوم کردن ستم

denouncing discrimination

محکوم کردن تبعیض

denouncing war

محکوم کردن جنگ

denouncing fraud

محکوم کردن تقلب

denouncing poverty

محکوم کردن فقر

جملات نمونه

he is denouncing the unfair treatment of workers.

او مشغول محکوم کردن رفتار ناعادلانه با کارگران است.

the politician is denouncing corruption in the government.

سیاستمدان مشغول محکوم کردن فساد در دولت هستند.

she is denouncing the harmful effects of pollution.

او مشغول محکوم کردن اثرات مضر آلودگی است.

they are denouncing the violence in their community.

آنها مشغول محکوم کردن خشونت در جامعه خود هستند.

activists are denouncing the lack of action on climate change.

فعال‌ها مشغول محکوم کردن عدم اقدام در مورد تغییرات آب و هوایی هستند.

the report is denouncing the exploitation of children.

گزارش مشغول محکوم کردن استثمار کودکان است.

he publicly denounced the company's unethical practices.

او به طور علنی از عمل غیر اخلاقی شرکت انتقاد کرد.

she is denouncing the rise of hate speech online.

او مشغول محکوم کردن افزایش سخنان نفرت انگیز در اینترنت است.

the community leaders are denouncing the recent attacks.

رهبران جامعه مشغول محکوم کردن حملات اخیر هستند.

he wrote an article denouncing the injustices faced by minorities.

او مقاله‌ای نوشت که به محکوم کردن بی‌عدالتی‌هایی که با اقلیت‌ها مواجه هستند، می‌پرداخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید