censure a person for his selfishness
سرزنش کردن فردی به دلیل خودخواهی
a review containing unfair censures of a new film
بررسی حاوی سرزنشهای ناعادلانه درباره یک فیلم جدید
The opposition passed a vote of censure on the government.
احزاب مخالف رای عدم اعتماد به دولت را تصویب کردند.
He could face censure from his colleagues.
او ممکن است با سرزنش همکاران خود روبرو شود.
Costs will have to be kept down if severe public censure is to be avoided.
اگر بخواهیم از سرزنش شدید افکار عمومی جلوگیری کنیم، باید هزینهها را پایین نگه داریم.
You must not censure him until you know the whole story.
تا زمانی که داستان را نمیدانید، نباید او را سرزنش کنید.
historians have been censured for their myopia in treating modern science as a western phenomenon.
تاریخنگاران به دلیل نزدیکنگری خود در مورد علم مدرن به عنوان یک پدیده غربی مورد سرزنش قرار گرفتهاند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید