commendation
سزا
highly commendable
بسیار قابل تحسین
Commend me to the nurseryman and the poulterer.
من شما را به گیاهپَرور و مرغهپرور معرفی میکنم.
the emphasis on peace will commend itself to all.
تاکید بر صلح برای همه جذاب خواهد بود.
This book doesn't commend itself to me.
این کتاب برای من جذاب نیست.
He commended them for their enthusiasm.
او آنها را به خاطر اشتیاقشان تحسین کرد.
We commended them for their enthusiasm.
ما آنها را به خاطر اشتیاقشان تحسین کردیم.
She commended this book to me.
او این کتاب را به من پیشنهاد کرد.
I commend her to you without reservation.
من او را بدون هیچ قید و شرطی به شما معرفی میکنم.
as they set out on their journey I commend them to your care.
همانطور که آنها سفر خود را آغاز کردند، آنها را به مراقبت شما میسپارم.
She commended the child to her aunt's care.
او مسئولیت مراقبت از کودک را به عهده عمه خود گذاشت.
This TV play does not seem to commend itself to me.
به نظر نمیرسد این نمایش تلویزیونی برای من جذاب باشد.
The teacher often commends good students.
معلم اغلب از دانش آموزان خوب تعریف میکند.
He was commended for saving a child's life.
او به خاطر نجات جان یک کودک مورد تحسین قرار گرفت.
She commended the child to her aunt.
او کودک را به خواهر خود معرفی کرد.
he was commended by the judge for his courageous actions.
او توسط قاضی به خاطر اقدامات شجاعانهاش مورد تحسین قرار گرفت.
most one-roomed flats have little to commend them.
اکثر آپارتمانهای یک اتاقه چیز چندانی برای تحسین ندارند.
The dying woman commended her five children to their aunt.
زن در حال مرگ پنج فرزند خود را به خواهر خود معرفی کرد.
The dying man commended his soul to God.
مرد در حال مرگ روح خود را به خدا سپرد.
His ideas do not commend themselves to me.
ایدههای او برای من جذاب نیستند.
The judge commended the jury for their patience and hard work. Toextol is to praise highly; the term suggests exaltation or glorification:
قاضی از صبر و تلاش زیاد هیئت منصفه قدردانی کرد. به معنای ستایش شدید است؛ این اصطلاح بیانگر تعالی یا جلال و شکوه است:
You'll be highly commended for this.
شما به شدت مورد تحسین قرار خواهید گرفت.
منبع: Rick and Morty Season 3 (Bilingual)The commander commended the soldier for his bravery.
فرمانده سرباز را به خاطر شجاعت او مورد تحسین قرار داد.
منبع: High-frequency vocabulary in daily lifeTo commend me for saving that chipmunk's life?
آیا به خاطر نجات جان سنجاب آن را از من تحسین می کنید؟
منبع: Desperate Housewives Season 7I have to commend your commitment to your health.
باید تعهد شما به سلامتی خود را تحسین کنم.
منبع: Our Day Season 2Singlaub could not be reached for commend today.
امروز نمی توان با سینگلاب برای تحسین تماس گرفت.
منبع: Listen to this 3 Advanced English ListeningThe whole family has different things to commend to it.
کل خانواده چیزهای مختلفی برای تحسین آن دارد.
منبع: TED Talks (Video Edition) July 2019 CollectionGreece's prime minister commended their work today while inspecting the damage.
نخست وزیر یونان امروز در حالی که خسارت وارده را بررسی می کرد، از تلاش های آنها قدردانی کرد.
منبع: PBS English NewsThe United States commends the efforts of Pakistan to end this barbaric practice.
ایالات متحده از تلاش های پاکستان برای پایان دادن به این عمل وحشیانه قدردانی می کند.
منبع: VOA Standard Speed November 2016 CollectionBiden also commended the team for their hard work and commitment to science.
بایدن همچنین از تیم برای تلاش و تعهد آنها به علم قدردانی کرد.
منبع: VOA Standard English_ TechnologyAs King and as a father and a grandfather, I commend them to you.
به عنوان پادشاه و پدر و پدربزرگ، من آنها را به شما تحویل می دهم.
منبع: Collection of Speeches by the British Royal Familyلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید