devitalized

[ایالات متحده]/dɪˈvaɪtəlaɪzd/
[بریتانیا]/dɪˈvaɪtəlaɪzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. ضعیف کردن یا محروم کردن از زندگی

عبارات و ترکیب‌ها

devitalized state

حالت غیرقابل احیا

devitalized tissue

بافت غیرقابل احیا

devitalized cells

سلول‌های غیرقابل احیا

devitalized environment

محیط غیرقابل احیا

devitalized energy

انرژی غیرقابل احیا

devitalized economy

اقتصاد غیرقابل احیا

devitalized landscape

مناظر غیرقابل احیا

devitalized spirit

روح غیرقابل احیا

devitalized community

جامعه غیرقابل احیا

devitalized market

بازار غیرقابل احیا

جملات نمونه

the long illness left him feeling devitalized.

بیماری طولانی او را احساس بی‌حالی داد.

after the intense workout, she felt completely devitalized.

پس از تمرین شدید، او کاملاً احساس بی‌حالی کرد.

the harsh winter weather devitalized the plants.

آب و هوای زمستانی سخت گیاهان را بی‌حالی داد.

stress and lack of sleep can leave you feeling devitalized.

استرس و کمبود خواب می‌تواند باعث شود شما احساس بی‌حالی کنید.

his devitalized appearance worried his friends.

ظاهر بی‌حالی او دوستانش را نگران کرد.

she felt devitalized after working long hours without a break.

او پس از کار کردن ساعت‌های طولانی بدون استراحت احساس بی‌حالی کرد.

the devitalized economy struggled to recover.

اقتصاد بی‌حالی برای بهبودی تلاش کرد.

he tried to revitalize his devitalized business.

او سعی کرد کسب و کار بی‌حالی خود را دوباره زنده کند.

her devitalized spirit needed some encouragement.

روحیه بی‌حالی او به کمی تشویق نیاز داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید