he was a devoted husband.
او یک همسر فداکار بود.
a life devoted to the people
زندگی وقف مردم
This magazine is devoted to science.
این مجله به علم اختصاص دارد.
land devoted to mining.
زمینی که به استخراج معادن اختصاص داده شده است.
a temple devoted to Apollo.
معبدی که به آپولو اختصاص داده شده است.
a museum devoted to railway memorabilia
موزهای که به آثار مرتبط با راهآهن اختصاص داده شده است.
their lives were devoted to the advancement of science.
زندگی آنها به پیشرفت علم اختصاص داده شده بود.
she devoted herself to fund-raising.
او خود را وقف جمعآوری کمکهای مالی کرد.
Leo was devoted to his job.
لیو به شغل خود متعهد بود.
there is a museum devoted to her work.
موزهای وجود دارد که به آثار او اختصاص داده شده است.
he was devoted to his little girl.
او به دختر کوچکش متعهد بود.
clubs devoted to the memory of Sherlock Holmes.
باشگاههایی که به یادبود شرلوک هولمز اختصاص داده شدهاند.
he devoted his life to music.
او زندگی خود را وقف موسیقی کرد.
her life is devoted to servicing others.
زندگی او به خدمت به دیگران اختصاص داده شده است.
He devoted his life to literature.
او زندگی خود را وقف ادبیات کرد.
He devoted a great sum of money to books.
او مبلغ زیادی پول را به کتابها اختصاص داد.
She is devoted to her studies.
او به تحصیلات خود متعهد است.
She devoted herself body and soul to this political cause.
او تمام وجود خود را به این هدف سیاسی وقف کرد.
a career entirely devoted to biography.
یک شغل که کاملاً به زندگینامهها اختصاص داده شده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید