devout

[ایالات متحده]/dɪˈvaʊt/
[بریتانیا]/dɪˈvaʊt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. عمیقاً مذهبی; صمیمانه متعهد

عبارات و ترکیب‌ها

devout believer

معتقد باوفا

devout worshipper

عبادت‌کننده باوفا

devout prayer

نماز باوفا

devout follower

پيرو باوفا

جملات نمونه

she was a devout Catholic.

او یک کاتولیک متعصب بود.

a rabbi's devout prayers.

نمازهای متعهدانه یک ربی.

the most devout environmentalist.

متعهدترین محیط‌بان.

She is a devout Roman Catholic.

او یک کاتولیک رومی متعهد است.

Devout Moslems observe Ramadan punctiliously.

مسلمانان متعهدانه رمضان را با دقت کامل رعایت می‌کنند.

devout wishes for their success.

آرزوی متعهدانه برای موفقیت آنها.

The devout man prayed daily.

مرد متعهد هر روز دعا می‌کرد.

His grandfather is a devout Buddhist.

پدربزرگش یک بودای متعهد است.

the rabbinic system that delineates how a devout Jew governs himself.

سیستم رابینیک که نحوه حکومت یک یهودی متعهد را مشخص می‌کند.

Some are devout; others snaffle the odd beer or marijuana spliff.

برخی متعهد هستند؛ برخی دیگر هر از گاهی یک آبجو یا جریبوی ماریجوانا می‌گیرند.

A pensive Egyptian sits in front of the Luxor Temple. The man wears a traditional djellaba, favored by the devout in many Muslim countries.

یک مصری متفکر در مقابل معبد لوکسور نشسته است. مرد لباس سنتی جلبابا را می‌پوشد که در بسیاری از کشورهای مسلمان مورد علاقه متشرعان است.

Photo Gallery: Egypt A pensive Egyptian sits in front of the Luxor Temple. The man wears a traditional djellaba, favored by the devout in many Muslim countries.

گالری عکس: مصر یک مصری متفکر در مقابل معبد لوکسور نشسته است. مرد لباس سنتی جلبابا را می‌پوشد که در بسیاری از کشورهای مسلمان مورد علاقه متشرعان است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید