divaricate

[ایالات متحده]/daɪˈværɪkeɪt/
[بریتانیا]/daɪˈværɪkeɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دوشاخه، شاخه‌دار
v. به دو شاخه تقسیم کردن
vi. به دو شاخه تقسیم شدن

عبارات و ترکیب‌ها

divaricate branches

شاخه های منشعب

divaricate paths

مسیرهای منشعب

divaricate lines

خطوط منشعب

divaricate roots

ریشه‌های منشعب

divaricate ideas

ایده‌های منشعب

divaricate opinions

نظرات منشعب

divaricate thoughts

افکار منشعب

divaricate concepts

مفاهیم منشعب

divaricate trends

روندهای منشعب

divaricate elements

عناصر منشعب

جملات نمونه

the paths seem to divaricate in different directions.

مسیرها به نظر می‌رسد در جهات مختلف منشعب شوند.

as the discussion progressed, opinions began to divaricate.

همانطور که بحث پیشرفت کرد، نظرات شروع به منشعب شدن کردند.

his thoughts started to divaricate from the main topic.

ذهن او شروع به منشعب شدن از موضوع اصلی کرد.

the branches of the tree divaricate widely.

شاخه های درخت به طور گسترده منشعب می شوند.

in the debate, their arguments began to divaricate significantly.

در بحث، استدلال های آنها به طور قابل توجهی شروع به منشعب شدن کردند.

we need to address why our strategies divaricate.

ما باید به این موضوع رسیدگی کنیم که چرا استراتژی های ما منشعب می شوند.

as the project evolved, the goals started to divaricate.

همانطور که پروژه تکامل یافت، اهداف شروع به منشعب شدن کردند.

the two theories divaricate at several key points.

این دو نظریه در چندین نقطه کلیدی منشعب می شوند.

over time, their interests began to divaricate.

با گذشت زمان، علایق آنها شروع به منشعب شدن کردند.

the paths divaricate, leading to different destinations.

مسیرها منشعب می شوند و به مقاصد مختلفی منجر می شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید