deviate

[ایالات متحده]/ˈdiːvieɪt/
[بریتانیا]/ˈdiːvieɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. از مسیر خارج شدن؛
vt. باعث انحراف شدن

عبارات و ترکیب‌ها

deviate from

انحراف از

جملات نمونه

those who deviate from society's values.

کسانی که از ارزش‌های جامعه منحرف می‌شوند.

Don't deviate from major issues.

از مسائل مهم منحرف نشوید.

you must not deviate from the agreed route.

شما نباید از مسیر توافق شده منحرف شوید.

deviated from their original plan;

آنها از طرح اصلی خود منحرف شدند.

The boy's behavior deviates from the usual pattern.

رفتار پسر از الگوی معمول منحرف می‌شود.

Deviate from socialism and China will inevitably retrogress to semi-feudalism and semi-colonialism.

انحراف از سوسیالیسم و چین به ناچار به سمت شبه‌فئودالیسم و شبه‌مستعمره‌گرایی بازخواهد گشت.

Deviate Fish -These are fishable in the Barrens in Wailing Caverns.

ماهی های منحرف - اینها در بیاران در غارهای ناله قابل صید هستند.

His statements sometimes deviated from the truth.

اظهارات او گاهی اوقات از حقیقت منحرف می‌شد.

On this occasion the plane deviated from its usual flight path.

در این مورد، هواپیما از مسیر معمول پرواز خود منحرف شد.

Square - A condition of rectangularity referencing the extent which any two adjacent edges of a rectangular lite of glass deviates from a 90° angle.

مربع - یک شرط از مستطیلی بودن که به میزان انحراف هر دو لبه مجاور یک صفحه شیشه ای مستطیلی از زاویه 90 درجه اشاره دارد.

also provides the long distance coach and van with driveway deviate alarm device, the safe interval alarm system, alarm system of tired driving and attention deconcentration;

همچنین مجهز به دستگاه هشدار انحراف درایو اتوبوس و ون مسافت طولانی، سیستم هشدار فاصله ایمن، سیستم هشدار رانندگی خسته و از دست دادن تمرکز است.

"Strabismus (or squint or heterotropia):Failure of the eyes to align properly to focus on an object.The affected eye may deviate in any direction, including inward ( cross-eye ) or outward (walleye).

لوچگی (یا دوبینی یا هتروتروپیا): ناتوانی چشم ها در تراز مناسب برای تمرکز بر روی یک شیء. ممکن است چشم آسیب دیده در هر جهت منحرف شود، از جمله به سمت داخل (چشم به هم خیره) یا به سمت بیرون (چشم گود).

The kitchen was redolent with the peculiar aromatic odor of cloves. Something that isodd fails to accord with what is ordinary, usual, or expected, while somethingqueer deviates markedly from the norm; both terms can suggest strangeness or peculiarity:

آشپزخانه بوی معطر و عجیب و غریب میخک می داد. چیزی که عجیب است با آنچه معمولی، معمول یا مورد انتظار است مطابقت ندارد، در حالی که چیزی عجیب و غریب به طور قابل توجهی از هنجارها منحرف می شود. هر دو اصطلاح می توانند عجیب و غریب یا عجیب و غریب بودن را نشان دهند:

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید