dividedly aligned
تراز شده به صورت جداگانه
dividedly focused
متمرکز به صورت جداگانه
dividedly assessed
ارزیابی شده به صورت جداگانه
dividedly shared
اشتراک گذاری شده به صورت جداگانه
dividedly expressed
بیان شده به صورت جداگانه
dividedly perceived
درک شده به صورت جداگانه
dividedly managed
مدیریت شده به صورت جداگانه
dividedly organized
سازماندهی شده به صورت جداگانه
dividedly understood
درک شده به صورت جداگانه
dividedly allocated
تخصیص داده شده به صورت جداگانه
the opinions were dividedly expressed during the meeting.
نظرات به طور جداگانه در طول جلسه بیان شدند.
the team worked dividedly on the project to meet the deadline.
تیم به طور جداگانه روی پروژه کار کرد تا مهلت مقرر را رعایت کند.
students were dividedly grouped for the group activity.
دانشجویان به طور جداگانه برای فعالیت گروهی گروه بندی شدند.
the votes were cast dividedly among the candidates.
آرا به طور جداگانه بین نامزدها پخش شدند.
the resources were allocated dividedly to different departments.
منابع به طور جداگانه به بخش های مختلف تخصیص داده شد.
they approached the problem dividedly, each focusing on their strengths.
آنها مسئله را به طور جداگانه حل کردند، هر کدام بر روی نقاط قوت خود تمرکز کردند.
the audience reacted dividedly to the performance.
مخاطبان به طور جداگانه به اجرای برنامه واکنش نشان دادند.
feedback from the clients was dividedly positive and negative.
بازخورد از مشتریان به طور جداگانه مثبت و منفی بود.
the funds were dividedly managed to cover various needs.
بودجه ها به طور جداگانه برای پوشش نیازهای مختلف مدیریت شدند.
the discussion was dividedly focused on different topics.
بحث به طور جداگانه بر روی موضوعات مختلف متمرکز بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید