differently

[ایالات متحده]/'difərəntli/
[بریتانیا]/ˈdɪfərəntlɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به شیوه‌ای متفاوت؛ به طریقی متمایز.

جملات نمونه

I look at tennis differently from some coaches.

من تنیس را متفاوت از برخی مربیان می‌بینم.

Different people might interpret events differently.

افراد مختلف ممکن است وقایع را متفاوت تفسیر کنند.

you might become differently affected towards him.

شما ممکن است به طور متفاوتی تحت تأثیر او قرار بگیرید.

detachments are semi-independent units that are armed differently from their regiment.

گروه‌ها واحدهای نیمه‌مستقل هستند که به طور متفاوتی از هنگ خود مسلح هستند.

I should have phrased my question differently.

باید سؤال خود را به طور متفاوتی مطرح می‌کردم.

The quality and disposition do not merely covary, they are one and the same property differently considered and described.

کیفیت و گرایش صرفاً همبسته نیستند، بلکه یک ویژگی یکسان هستند که به طور متفاوتی در نظر گرفته و توصیف می‌شوند.

He had grown sparer,lost his colour,spokedressed quite differently;

او لاغرتر شده بود، رنگش را از دست داده بود و کاملاً متفاوت صحبت و لباس می‌کرد.

We know we’ll misspeak or what we say will be heard differently than we intended.

ما می‌دانیم که ممکن است اشتباه صحبت کنیم یا آنچه می‌گوییم به گونه‌ای متفاوت از آنچه قصد داشتیم شنیده شود.

If he had known that, he would (not should ) have answered differently.

اگر او می‌دانست، (نه باید) به طور متفاوتی پاسخ می‌داد.

He had grown sparer, and lost his colour, and spoke and dressed quite differently;

او لاغرتر شده بود، رنگش را از دست داده بود و کاملاً متفاوت صحبت و لباس می‌کرد.

"Put differently , language is pliantly expansive so as to allow me to objectify a great variety of experiences coming my way in the course of my life."

به عبارت دیگر، زبان به طور انعطاف‌پذیری گسترش می‌یابد تا به من اجازه دهد انواع مختلفی از تجربیات را که در طول زندگی‌ام برایم رخ می‌دهند، ملموس کنم.

If I had known that, I would (or somewhat more formally, should ) have answered differently.

اگر می‌دانستم، (یا به طور رسمی‌تر، باید) به طور متفاوتی پاسخ می‌دادم.

When we realised we were being filmed, we all started behaving differently, hamming it up for the cameras.

وقتی متوجه شدیم که فیلمبرداری می‌شویم، همه شروع به رفتار متفاوت کردند و برای دوربین‌ها اغراق می‌کردند.

The Swedish tool steels react well to the blueing solution, the varying alloys in the steels react differently, thus giving me an array of interesting colors.

فولادهای ابزار سوئدی به خوبی به محلول آبی‌شدگی واکنش نشان می‌دهند، آلیاژهای مختلف در فولادها به طور متفاوتی واکنش نشان می‌دهند و در نتیجه، من مجموعه‌ای از رنگ‌های جالب به دست می‌آورم.

نمونه‌های واقعی

Behavioral economists approached the problem a little differently.

اقتصاددانان رفتاری مشکل را کمی متفاوت حل کردند.

منبع: Economic Crash Course

Women tend to get intimacy differently than men do.

زنان تمایل دارند صمیمیت را متفاوت از مردان به دست آورند.

منبع: TED Talks (Video Edition) October 2017 Collection

She says, " Shoppers are shopping completely differently" .

او می‌گوید: "خریداران کاملاً متفاوت خرید می‌کنند."

منبع: VOA Special English - Life

Everybody has different thresholds and experience it differently.

هر کسی آستانه‌های متفاوتی دارد و آن را به طور متفاوتی تجربه می‌کند.

منبع: Harvard Business Review

It's, like, trying to contour your face differently.

این مثل این است که سعی کنید چهره خود را به روشی متفاوت کانتور کنید.

منبع: European and American Cultural Atmosphere (Audio)

But now, you can do it differently.

اما اکنون، می‌توانید آن را به روشی متفاوت انجام دهید.

منبع: Tips for IELTS Speaking.

Students should do things differently in the two environments.

دانشجویان باید کارها را در دو محیط به روشی متفاوت انجام دهند.

منبع: Past English CET-4 Listening Test Questions (with translations)

And each one affects the body differently.

و هر کدام به طور متفاوتی بر بدن تأثیر می‌گذارد.

منبع: Global Slow English

And they started advertising ocean travel differently.

و آنها شروع به تبلیغ سفر اقیانوس به روشی متفاوت کردند.

منبع: Vox opinion

They go things differently from other countries.

آنها کارها را به روشی متفاوت نسبت به سایر کشورها انجام می‌دهند.

منبع: American English dialogue

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید