doted

[ایالات متحده]/dəʊtɪd/
[بریتانیا]/doʊtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. نشان دادن عشق یا علاقه بیش از حد
adj. فاسد (مثل درختان)

عبارات و ترکیب‌ها

doted on

عاشق

doted over

عاشق

doted upon

عاشق

doted by

عاشق

doted child

فرزند مورد علاقه

doted pet

حیوان خانگی مورد علاقه

doted friend

دوست مورد علاقه

doted family

خانواده مورد علاقه

doted partner

همراه مورد علاقه

doted grandchild

نوه مورد علاقه

جملات نمونه

she doted on her grandchildren, always bringing them gifts.

او عاشق نوه هایش بود و همیشه برای آنها هدیفه می آورد.

he was doted on by his parents, who fulfilled all his wishes.

او توسط والدینش مورد توجه قرار می گرفت که تمام خواسته هایش را برآورده می کردند.

the teacher doted on her most talented student.

معلم به بهترین شاگردش اهمیت می داد.

they doted on their pet, treating it like a family member.

آنها به حیوان خانگی خود اهمیت می دادند و آن را مثل یکی از اعضای خانواده می دانستند.

grandparents often dote on their grandchildren with love and attention.

پیرپدربزرگ ها اغلب با عشق و توجه به نوه های خود اهمیت می دهند.

she doted on her garden, spending hours tending to every flower.

او عاشق باغچه خود بود و ساعت ها وقت خود را صرف مراقبت از هر گل می کرد.

he was doted on by his friends, who always supported him.

او توسط دوستانش مورد توجه قرار می گرفت که همیشه از او حمایت می کردند.

as a child, she was doted on by her wealthy relatives.

در کودکی، او توسط اقوام ثروتمندش مورد توجه قرار می گرفت.

they doted on their new puppy, showering it with affection.

آنها به توله سگ جدید خود اهمیت می دادند و آن را با محبت فراوان در آغوش می گرفتند.

he doted on his wife, always planning romantic surprises.

او به همسرش اهمیت می داد و همیشه در حال برنامه ریزی برای غافلگیری های عاشقانه بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید