doted on
عاشق
doted over
عاشق
doted upon
عاشق
doted by
عاشق
doted child
فرزند مورد علاقه
doted pet
حیوان خانگی مورد علاقه
doted friend
دوست مورد علاقه
doted family
خانواده مورد علاقه
doted partner
همراه مورد علاقه
doted grandchild
نوه مورد علاقه
she doted on her grandchildren, always bringing them gifts.
او عاشق نوه هایش بود و همیشه برای آنها هدیفه می آورد.
he was doted on by his parents, who fulfilled all his wishes.
او توسط والدینش مورد توجه قرار می گرفت که تمام خواسته هایش را برآورده می کردند.
the teacher doted on her most talented student.
معلم به بهترین شاگردش اهمیت می داد.
they doted on their pet, treating it like a family member.
آنها به حیوان خانگی خود اهمیت می دادند و آن را مثل یکی از اعضای خانواده می دانستند.
grandparents often dote on their grandchildren with love and attention.
پیرپدربزرگ ها اغلب با عشق و توجه به نوه های خود اهمیت می دهند.
she doted on her garden, spending hours tending to every flower.
او عاشق باغچه خود بود و ساعت ها وقت خود را صرف مراقبت از هر گل می کرد.
he was doted on by his friends, who always supported him.
او توسط دوستانش مورد توجه قرار می گرفت که همیشه از او حمایت می کردند.
as a child, she was doted on by her wealthy relatives.
در کودکی، او توسط اقوام ثروتمندش مورد توجه قرار می گرفت.
they doted on their new puppy, showering it with affection.
آنها به توله سگ جدید خود اهمیت می دادند و آن را با محبت فراوان در آغوش می گرفتند.
he doted on his wife, always planning romantic surprises.
او به همسرش اهمیت می داد و همیشه در حال برنامه ریزی برای غافلگیری های عاشقانه بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید