disliked

[ایالات متحده]/dɪsˈlaɪkd/
[بریتانیا]/dɪsˈlaɪkt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و شکل گذشته participle از dislike

عبارات و ترکیب‌ها

disliked food

غذاي ناپسند

disliked movie

فيلم ناپسند

disliked person

شخص ناپسند

disliked song

آهنگ ناپسند

disliked task

وظیفه ناپسند

disliked behavior

رفتار ناپسند

disliked subject

موضوع ناپسند

disliked opinion

نظر ناپسند

disliked trend

روند ناپسند

disliked style

سبک ناپسند

جملات نمونه

he disliked the way she spoke to him.

او از نحوه صحبت کردن او با او خوشش نیامد.

many people disliked the new policy.

بسیاری از مردم از سیاست جدید خوش نداشتند.

she disliked waiting in long lines.

او از انتظار در صف‌های طولانی خوش نداشت.

he disliked the taste of broccoli.

او از طعم بروکلی خوش نداشت.

they disliked being told what to do.

آنها از اینکه به آنها گفته می شد چه کاری انجام دهند خوش نداشتند.

she disliked the cold weather of winter.

او از هوای سرد زمستان خوش نداشت.

he disliked the movie's ending.

او از پایان فیلم خوش نداشت.

she disliked how crowded the city was.

او از شلوغی شهر خوش نداشت.

he disliked the noise from the construction site.

او از صدای محل ساخت و ساز خوش نداشت.

many students disliked the final exam format.

بسیاری از دانش آموزان از فرمت امتحان نهایی خوش نداشتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید