loved

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. ستایش شده
adj. محبوب

جملات نمونه

She loved to travel to exotic places.

او عاشق سفر به مکان‌های عجیب و غریب بود.

He loved spending time with his family.

او عاشق گذراندن وقت با خانواده‌اش بود.

They loved going to the beach during the summer.

آنها عاشق رفتن به ساحل در تابستان بودند.

The children loved playing in the park.

بچه‌ها عاشق بازی در پارک بودند.

She loved reading books in her free time.

او عاشق خواندن کتاب در اوقات فراغت خود بود.

He loved listening to music while driving.

او عاشق گوش دادن به موسیقی در حین رانندگی بود.

They loved trying new foods from different cultures.

آنها عاشق امتحان کردن غذاهای جدید از فرهنگ‌های مختلف بودند.

She loved watching romantic movies.

او عاشق تماشای فیلم‌های عاشقانه بود.

He loved playing basketball with his friends.

او عاشق بازی بسکتبال با دوستانش بود.

They loved hiking in the mountains.

آنها عاشق پیاده‌روی در کوه‌ها بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید