droopy

[ایالات متحده]/'druːpɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. آویزان یا افتاده به سمت پایین؛ افسرده

جملات نمونه

she was a lovely girl in a rather droopy, Pre-Raphaelite way.

او دختری دوست‌داشتنی در یک حالت افتاده و به سبک پیش‌رنسانس بود.

Her droopy eyes indicated that she was tired.

چشمان افتاده‌اش نشان می‌داد که خسته است.

The plant looked droopy because it hadn't been watered in days.

گیاه به دلیل اینکه چند روزی بود آبیاری نشده بود، افتاده به نظر می‌رسید.

The puppy's droopy ears made it look even more adorable.

گوش‌های افتاده سگ کوچولو باعث می‌شد که حتی بیشتر دوست‌داشتنی به نظر برسد.

She fixed her droopy hair before going out.

او قبل از بیرون رفتن، موهای افتاده‌اش را مرتب کرد.

The old man's droopy posture showed his age.

حالت افتاده‌ی مرد پیر نشان‌دهنده سن او بود.

The droopy flowers perked up after being placed in water.

گل‌های افتاده بعد از قرار گرفتن در آب، سرحال شدند.

The cat's droopy tail indicated that it was feeling sad.

دم افتاده گربه نشان می‌داد که احساس غم می‌کند.

She felt droopy after staying up all night studying.

او بعد از گذراندن تمام شب برای مطالعه احساس خستگی کرد.

The droopy balloons slowly deflated after the party.

بادکنک‌های افتاده بعد از مهمانی به آرامی از هوا خالی شدند.

His droopy expression showed his disappointment.

حالت چهره‌ی افتاده‌اش نشان‌دهنده ناامیدی او بود.

نمونه‌های واقعی

Ser Meryn Trant's droopy eyes went wide. " Ser Jaime" ?

چشمان آویزان سر مریین ترانت کاملاً گشاد شدند. "سر جیمی"؟

منبع: A Song of Ice and Fire: A Storm of Ice and Rain (Bilingual)

Oh. I guess that explains why the plants looking so droopy.

اوه. حدس می‌زنم این توضیح می‌دهد که چرا گیاهان اینقدر آویزان به نظر می‌رسند.

منبع: Sarah and the little duckling

" Touching, touching, " said Slughorn absentmindedly, his large droopy eyes fixed upon the distant lights of Hagrid's cabin.

" لمس کردن، لمس کردن، " اسلوغورن با بی‌توجهی گفت، چشمان بزرگ و آویزانش روی نورهای دوردست کلبه هاگرید متمرکز بود.

منبع: Harry Potter and the Half-Blood Prince

Droopy clothing, especially sleeves, are a total disaster.

لباس‌های آویزان، به خصوص آستین‌ها، یک فاجعه کامل هستند.

منبع: Crash Course Comprehensive Edition

Does my chi look a little droopy?

آیا چی من کمی آویزان به نظر می‌رسد؟

منبع: Desperate Housewives Video Version Season 7

I look droopy like him. I'm negative.

من هم مثل او آویزان به نظر می‌رسم. من منفی هستم.

منبع: Everybody Loves Raymond Season 4

I'm stiII droopy, I think. - Oh, sorry.

من هنوز آویزان هستم، فکر می‌کنم. - اوه، متاسفم.

منبع: Everybody Loves Raymond Season 5

No no, I have been feeIing kind of droopy.

نه نه، احساس کرده‌ام کمی آویزان.

منبع: Everybody Loves Raymond Season 5

With his shaggy hair and droopy moustache that did not hide the animation in his face, Atkinson had some of Woz's ingenuity along with Jobs's passion for awesome products.

با موهای ژولیده و سبیل آویزانش که شور و اشتیاق را در چهره‌اش پنهان نمی‌کرد، اتکینسون بخشی از نبوغ وز و اشتیاق جابز به محصولات عالی را داشت.

منبع: Steve Jobs Biography

When this nerve is injured, it causes Horner's syndrome, which is a triad of three symptoms: meiosis or constricted pupil, ptosis (a droopy eyelid), and anhidrosis (the inability to sweat).

هنگامی که این عصب آسیب می‌بیند، باعث سندرم هورنر می‌شود که یک گروه سه تایی از علائم است: میوز یا مردمک چشم تنگ، پتوز (پلک آویزان) و آنیدروز (ناتوانی در تعریق).

منبع: Osmosis - Nerve

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید