sagging

[ایالات متحده]/'sæɡiŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افتادگی، غرق شدن، آویزان شدن، شل شدن

عبارات و ترکیب‌ها

sagging skin

پوست آویزان

sagging pants

شلوار افتاده

cable sag

ساعت سیم

جملات نمونه

We are sagging south.

ما در حال افتادن به سمت جنوب هستیم.

The sagging cot was a poor apology for a bed.

تخت سست یک عذرخواهی ضعیف برای یک تخت بود.

how can I firm up a sagging bustline?.

چگونه می توانم خط سینه افتاده را محکم کنم؟

shored up the sagging floors; shored up the peace initiative.

کف‌های افتاده را تقویت کردیم؛ طرح صلح را تقویت کردیم.

Ceilings and walls meet at unexpected angles, and the doors have been rehung and in some cases reshaped to fit twisting and sagging frames.

سقف‌ها و دیوارها در زوایای غیرمنتظره به هم می‌رسند و در برخی موارد، درها تعویض و مجدداً شکل داده شده‌اند تا با قاب‌های پیچ‌خورده و آویزان مطابقت داشته باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید