plastered with
آغشته با
a face plastered in heavy make-up.
چهرهای که با آرایش غلیظ پوشانده شده است.
his hair was plastered down with water.
موهایش با آب به هم چسبیده بود.
the shop's windows are plastered with posters.
پنجرههای مغازه با پوسترها پوشانده شدهاند.
plastered over our differences.
تلاش برای پوشاندن اختلافات ما.
My shoes were plastered with mud.
کفشهای من با گل پوشانده شده بودند.
Jack’s idea of a good night out is to get plastered.
ایده جک از یک شب خوب بیرون رفتن این است که مست شود.
The torrential rain had plastered her hair to her head.
باران شدید باعث شده بود موهایش به سرش بچسبد.
her story was plastered all over the December issue.
داستان او در شماره دسامبر به طور کامل منتشر شد.
These rough places on the wall could be plastered over.
میتوان این قسمتهای ناهموار روی دیوار را پوشاند.
At Belcourt and Bab-el-Oued old men seated in the depths of cafes listen to the bragging of young men with plastered hair.
در بلکورت و بابالاود، مردان مسن در اعماق کافهها به صحبتهای خودخواهانه جوانانی با موهای صاف گوش میدهند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید