dumb

[ایالات متحده]/dʌm/
[بریتانیا]/dʌm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ناتوان در صحبت کردن؛ فاقد هوش یا قضاوت خوب.

عبارات و ترکیب‌ها

silent dumb

سکوت خفه کننده

dumbfounded

مبهوت

dumb luck

شانس احمقانه

dumbstruck

مبهوت

deaf and dumb

کر و لال

dumb waiter

خدمتکار بی‌هوش

جملات نمونه

dumb officials; a dumb decision.

مقامات احمق؛ تصمیم احمقانه.

He is dumb on the subject.

او در این مورد احمق است.

to remain dumb despite torture

با وجود شکنجه، احمق بمانید

It was dumb of you to say that.

احمقانه بود که آن را گفتید.

I was dumb with disbelief.

من با ناباوری احمق بودم.

inarticulate with astonishment.See Synonyms at dumb

فاقد بیان با حیرت. برای یافتن مترادف ها به dumb مراجعه کنید.

I acted dumb at first.

ابتدا خودم را احمق جلوه دادم.

he was born deaf, dumb, and blind.

او ناشنوا، لال و نابینا به دنیا آمد.

they stared in dumb amazement.

آنها با حیرت احمقانه نگاه کردند.

They remained dumb at the meeting.

آنها در جلسه ساکت ماندند.

It was dumb of him to say yes.

احمقانه بود که او بله گفت.

She is very kind to the dumb children.

او نسبت به کودکان لال بسیار مهربان است.

He is handsome,but a dumb cluck.

او خوش‌تیپ است، اما یک احمق.

نمونه‌های واقعی

She was chubby. She was dumb and grotesquely optimistic.

او چاق بود. او احمق و خوش‌بین به طرز زننده‌ای بود.

منبع: Villains' Tea Party

That's why popular people are [bleep] dumb.

به همین دلیل است که افراد محبوب [بای] احمق هستند.

منبع: Rick and Morty Season 3 (Bilingual)

I mean, Valentine's Day's kind of dumb, right?

منظورم این است که روز ولنتاین تا حدودی احمقانه است، اینطور نیست؟

منبع: Super Girl Season 2 S02

And the flip phone, well, it was just a little bit too dumb for me.

و تلفن تا شو، خب، فقط کمی بیش از حد احمقانه برای من بود.

منبع: 30-Day Habit Formation Plan

Or it's already too late and we're just too dumb to know it.

یا خیلی دیر شده و ما فقط خیلی احمق هستیم که نمی‌دانیم.

منبع: The Good Place Season 2

I mean, we can fast forward through the dumb stuff.

منظورم این است که می‌توانیم از قسمت‌های احمقانه عبور کنیم.

منبع: Idol speaks English fluently.

It's because I'm so dumb and I don't even know when I'm doing something dumb.

چون من خیلی احمق هستم و حتی نمی‌دانم چه زمانی دارم کار احمقانه‌ای انجام می‌دهم.

منبع: Flowers for Algernon

GPS-guided smart bombs are rendered dumb.

بمب‌های هوشمند هدایت‌شونده با GPS غیرفعال می‌شوند.

منبع: CNN 10 Student English March 2018 Collection

Shorty does dumb things all the time.

کوتاه قد همیشه کارهای احمقانه انجام می‌دهد.

منبع: Modern Family - Season 05

Oh, my God, this is so dumb.

خدای من، این خیلی احمقانه است.

منبع: Our Day This Season 1

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید