dweeb alert
هشدار دوب
dweeb squad
گروه دوب
total dweeb
دوب کامل
dweeb central
مرکز دوب
big dweeb
دوب بزرگ
little dweeb
دوب کوچک
social dweeb
دوب اجتماعی
class dweeb
دوب کلاسی
dweeb moment
لحظه دوب
dweeb style
سبک دوب
he always feels like a dweeb at parties.
او همیشه در مهمانیها احساس میکند مثل یک بامزه است.
don't call him a dweeb; he's just shy.
به او نگویید بامزه؛ او فقط خجالتی است.
being a dweeb can sometimes be a badge of honor.
گاهی اوقات بامزه بودن میتواند نشان افتخار باشد.
she thinks being a dweeb is cool.
او فکر میکند بامزه بودن خنک است.
he embraced his dweeb status and joined the chess club.
او از وضعیت بامزه بودن خود استقبال کرد و به باشگاه شطرنج پیوست.
they teased him for being a dweeb, but he didn't care.
آنها به خاطر بامزه بودنش او را مسخره کردند، اما او بیتفاوت بود.
her friends love her even though she can be a bit of a dweeb.
دوستانش او را دوست دارند حتی اگر گاهی اوقات بامزه باشد.
he dresses like a dweeb, but he's really smart.
او مثل یک بامزه لباس میپوشد، اما واقعاً باهوش است.
sometimes, being a dweeb means being true to yourself.
گاهی اوقات، بامزه بودن به معنای وفاداری به خودتان است.
she was labeled a dweeb in high school but proved everyone wrong.
او در دبیرستان به عنوان بامزه شناخته میشد، اما ثابت کرد که همه اشتباه میگویند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید