nerd

[ایالات متحده]/nɜːd/
[بریتانیا]/nɜrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که بیش از حد فکری، وسواسی یا اجتماعی ناهنجار است

عبارات و ترکیب‌ها

nerd alert

هشدار نِردهای

nerd culture

فرهنگ نِردهای

nerd pride

افتخار نِردهای

nerd out

نِردی کردن

nerd life

زندگی نِردی

nerd glasses

عینک‌های نِردی

nerd humor

طنز نِردی

nerd community

جامعه‌ی نِردهای

nerd fashion

مد نِردی

nerd skills

مهارت‌های نِردی

جملات نمونه

he is such a nerd when it comes to video games.

او در مورد بازی‌های ویدیویی خیلی خسته کننده است.

she loves reading comic books; she's a total nerd.

او عاشق خواندن کتاب‌های کمیک است؛ او کاملاً یک خسته کننده است.

being a nerd can be a badge of honor in tech circles.

بودن یک خسته کننده می‌تواند نشان افتخار در محافل فناوری باشد.

my brother is a science nerd who knows everything about space.

برادر من یک خسته کننده علمی است که همه چیز را در مورد فضا می‌داند.

don't be afraid to embrace your inner nerd.

از پذیرش خسته کننده درونی خود نترسید.

he proudly identifies as a nerd and loves to share his knowledge.

او به افتخار خود به عنوان یک خسته کننده هویت می‌یابد و عاشق به اشتراک گذاشتن دانش خود است.

in high school, i was labeled as the nerd of the class.

در دبیرستان، من به عنوان خسته کننده کلاس برچسب خورده بودم.

many nerds find community in online forums.

بسیاری از خسته‌کننده‌ها جامعه را در فروم‌های آنلاین پیدا می‌کنند.

the nerd culture has grown significantly in recent years.

فرهنگ خسته کننده به طور قابل توجهی در سال‌های اخیر رشد کرده است.

he's a nerd for mathematics and enjoys solving complex problems.

او برای ریاضیات خسته کننده است و از حل مسائل پیچیده لذت می برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید