cool

[ایالات متحده]/kuːl/
[بریتانیا]/kʊl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. آرام; تازه کننده; عالی
vt. چیزی را خنک کردن; چیزی را آرام کردن
vi. خنک شدن; آرام شدن
n. احساس تازه کنندگی; هوای خنک
adv. به آرامی

عبارات و ترکیب‌ها

super cool

خیلی باحال

cool dude

پسری باحال

cool breeze

نسیم خنک

cool cat

گربه‌ی باحال

cool-headed

با آرامش

cool off

خنک شدن

cool down

سرد شدن

cool vibe

فضای باحال

stay cool

آرام باش

so cool

خیلی باحال

play it cool

آرام باش

keep cool

آرام باش

cool head

ذهن خونسرد

cool color

رنگ خنک

cool hand

دست ماهر

cool colour

رنگ خنک

blow one's cool

از دست دادن خونسردی

جملات نمونه

the cool of the day.

طراوت روز.

in the cool of the garden

در طراوت باغ.

in the cool of the evening

در خنکی شام.

a cool breeze; a cool blouse.

نسیمی خنک؛ یک بلوز خنک.

it'll be a cool afternoon.

بعد از ظهر خنک خواهد بود.

the cool of the night air.

طراوت هوای شب.

He is a cool hand.

او یک شخص با تجربه و خونسرد است.

a whiff of cool air.

یک نسیم خنک.

worth a cool million.

ارزش یک میلیون دلار.

the cool of early morning.

طراوت اوایل صبح.

This is a fine and cool place.

این مکان زیبا و خنک است.

a cool east wind.

یک باد خنک شرقی.

the sea is cooler at night.

دریا در شب خنک تر است.

she was a cool, ballsy woman.

او یک زن خونسرد و جسور بود.

all the cool of high fashion.

همه خنکی مد روز.

at night it would cool down.

در شب خنک می شود.

He is -ing the cool air.

او در حال تنفس هوای خنک است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید