square

[ایالات متحده]/skweə(r)/
[بریتانیا]/skwer/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای زوایای راست; دارای چهار ضلع مساوی و چهار زاویه راست; صادق و بی‌پرده

vt. به شکل مربع درآوردن; توافق کردن با

n. حاصل یک عدد که در خود ضرب شده است; یک شکل چهارضلعی با اضلاع مساوی و چهار زاویه راست; یک منطقه عمومی باز در یک شهر یا شهرستان

عبارات و ترکیب‌ها

square root

ریشه دوم

square shape

شکل مربع

square footage

متراژ

town square

میدان شهر

square meal

وعده غذایی خوب

Times Square

تقاطع خیابان‌های تایمز

square off

آماده شدن برای مبارزه

square dance

رقص مربع

public square

میدان عمومی

square oneself

صاف ایستادن

least square

کمترین مربع

least square method

روش حداقل مربعات

on the square

در میدان

square metre

متر مربع

mean square

میانگین مربع

square meter

متر مربع

tiananmen square

میدان تیانانمن

fair and square

منصفانه و عادلانه

square feet

متر مربع

square error

خطای مربعی

square kilometer

کیلومتر مربع

all square

برابر

by the square

در نزدیکی میدان

square wave

موج مربعی

mean square error

خطای میانگین مربعات

square foot

متر مربع

square miles

مایل مربع

جملات نمونه

a square of cloth.

یک مربع پارچه

to square a game.

برای مربع کردن یک بازی

the square footage of the room.

متراژ اتاق

a small square of chocolate.

یک مربع کوچک شکلات

a square block of flats.

یک بلوک آپارتمان مربعی

a square equivalent to a triangle

یک مربع معادل یک مثلث

I will square for the meal.

من برای غذا مربع خواهم کرد.

The square was aswarm with people.

مربع مملو از مردم بود.

نمونه‌های واقعی

Napoleon called the square the finest drawing room in Europe.

ناپلئون این میدان را بهترین اتاق نشیمن اروپا نامید.

منبع: Master of Reciting Short Stories

Give me 11 squares. - Okay. Easy enough.

11 مربع به من بده. - باشه. به راحتی.

منبع: Modern Family - Season 10

The Okavango Delta stretches 15,000 square kilometres.

دلتاي اوكاوانگو 15000 كيلومتر مربع وسعت دارد.

منبع: BBC English Unlocked

Now how do you square these mixed messages?

حالا چطور این پیام‌های متناقض را توجیه کنیم؟

منبع: Financial Times

Berlin is also a city of great civic squares.

برلین همچنین شهری با میدان‌های مدنی بزرگ است.

منبع: Vacation Travel City Guide (Video Version)

Roos says to stay down, keep your toes square.

روز می‌گوید پایین بمانید، انگشتان پا را صاف نگه دارید.

منبع: Fitness Knowledge Popularization

'A pawn goes two squares in its first move.

یک پیاده در حرکت اول خود دو خانه جلو می‌رود.

منبع: Alice's Adventures in Wonderland (Simplified Version)

Torture was once common in Europe's market squares.

شکنجه زمانی در میدان‌های بازار اروپا رایج بود.

منبع: Modern University English Intensive Reading (2nd Edition) Volume 4

It covers an area of 87,000 square meters.

این مساحتی به وسعت 87000 متر مربع را پوشش می‌دهد.

منبع: A Brief Guide to Foreign Trade Conversations

They've been occupying the town square in Sunnyvale, California.

آنها در حال اشغال میدان شهر در ساننی‌ویل، کالیفرنیا هستند.

منبع: CNN 10 Student English January 2022 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید