effervesces

[ایالات متحده]/ˌɛf.əˈvɛs.ɪz/
[بریتانیا]/ˌɛf.ɚˈvɛs.ɪz/

ترجمه

v. برای تولید حباب‌ها یا فوم

عبارات و ترکیب‌ها

sparkling water effervesces

آب گازدار جوشش می کند

wine effervesces beautifully

شراب به زیبایی می جوشد

soda effervesces quickly

سودا به سرعت می جوشد

champagne effervesces joyfully

شامپاین با خوشی می جوشد

drink effervesces delightfully

نوشیدن با لذت می جوشد

carbonated drink effervesces

نوشیدنی گازدار می جوشد

beverage effervesces well

نوشیدنی به خوبی می جوشد

mixture effervesces rapidly

مخلوط به سرعت می جوشد

solution effervesces instantly

محلول به صورت آنی می جوشد

liquid effervesces gently

مایع به آرامی می جوشد

جملات نمونه

the soda effervesces when you open the bottle.

نوشابه هنگام باز کردن بطری، جوشش پیدا می‌کند.

as the tablet dissolves, it effervesces in the water.

همانطور که قرص حل می شود، در آب جوشش پیدا می کند.

the mixture effervesces, creating a fizzy reaction.

مخلوط جوشش پیدا می کند و یک واکنش گازدار ایجاد می کند.

champagne effervesces beautifully in a flute glass.

شامپاین به زیبایی در یک لیوان فلوت جوشش پیدا می کند.

the volcano effervesces, releasing gas and ash.

آتشفشان جوشش پیدا می کند و گاز و خاکستر آزاد می کند.

when the vinegar meets baking soda, it effervesces dramatically.

وقتی سرکه با جوش شیرین برخورد می کند، به طور چشمگیری جوشش پیدا می کند.

the bath bomb effervesces in the warm water.

بمب حمام در آب گرم جوشش پیدا می کند.

the carbonated drink effervesces and tickles your nose.

نوشیدنی گازدار جوشش پیدا می کند و بینی شما را می خارد.

as the sun sets, the atmosphere effervesces with colors.

همانطور که خورشید غروب می کند، جو با رنگ ها جوشش پیدا می کند.

the reaction effervesces, producing bubbles and foam.

واکنش جوشش پیدا می کند و حباب و کف ایجاد می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید