bubbles

[ایالات متحده]/[bʌblz]/
[بریتانیا]/[ˈbʌblz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک لایه نازک مایع، معمولاً صابون، که هوا یا مایع دیگری را احاطه کرده است؛ یک توده کوچک و گرد هوا یا گاز که در مایعی بالا می‌رود؛ یک اسباب‌بازی کوچک و متورم که از فیلم صابون ساخته شده است.
v. تشکیل شدن یا پر شدن با حباب؛ بالا رفتن به سطح.

عبارات و ترکیب‌ها

bubbles float

حباب‌ها شناور هستند

bubble bath

حمام حبابی

burst bubbles

ترکیدگی حباب‌ها

blowing bubbles

دمیدن حباب‌ها

soap bubbles

حباب‌های صابونی

bubbles rise

حباب‌ها بالا می‌آیند

tiny bubbles

حباب‌های کوچک

bubbles shimmer

حباب‌ها می‌درخشند

filled with bubbles

پر از حباب

big bubbles

حباب‌های بزرگ

جملات نمونه

the children blew bubbles in the park.

کودکان حباب‌ها را در پارک می‌دمیدند.

we watched the bubbles float into the sky.

ما تماشا می‌کردیم که حباب‌ها به آسمان می‌روند.

the soapy water created lots of bubbles.

آب صابونی حباب‌های زیادی ایجاد کرد.

she popped the bubbles with a straw.

او حباب‌ها را با یک نی می‌ترکاند.

the bubbles shimmered in the sunlight.

حباب‌ها در نور خورشید می‌درخشیدند.

he chased after the floating bubbles.

او به دنبال حباب‌های شناور می‌دوید.

the bubbles burst before they reached the ground.

حباب‌ها قبل از رسیدن به زمین می‌ترفتند.

the divers explored underwater bubbles of air.

غواصان حباب‌های هوا را در زیر آب کاوش کردند.

the stock market saw bubbles and crashes.

بازار سهام حباب‌ها و سقوط‌ها را دید.

the hot tub had lots of bubbly water.

جکوزی آب پرحباب زیادی داشت.

she made bubbles with a bubble wand.

او با یک دسته حباب حباب درست کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید