pain subsides
درد کاهش مییابد
tension subsides
تنش کاهش مییابد
fear subsides
ترس کاهش مییابد
storm subsides
طوفان کاهش مییابد
anger subsides
خشم کاهش مییابد
noise subsides
سر و صدا کاهش مییابد
interest subsides
علاقه کاهش مییابد
anxiety subsides
اضطراب کاهش مییابد
conflict subsides
درگیری کاهش مییابد
as the storm subsides, the sun begins to shine.
همانطور که طوفان فروکش می کند، خورشید شروع به درخشیدن می کند.
her anxiety subsides after she talks to her friend.
اضطراب او پس از صحبت با دوستش فروکش می کند.
once the pain subsides, you can start exercising again.
وقتی درد فروکش کرد، می توانید دوباره ورزش کنید.
the excitement in the room subsides as the meeting begins.
همانطور که جلسه شروع می شود، هیجان در اتاق فروکش می کند.
when the noise subsides, you can hear the birds singing.
وقتی صداها فروکش می کنند، می توانید صدای پرندگان را بشنوید.
his anger subsides after he takes a deep breath.
خشم او پس از اینکه نفس عمیقی می کشد، فروکش می کند.
the tension in the air subsides after the announcement.
پس از اعلام، تنش در هوا فروکش می کند.
as the crowd subsides, the event can finally start.
همانطور که جمعیت فروکش می کند، رویداد می تواند در نهایت شروع شود.
her fears subsides when she realizes she is safe.
وقتی متوجه می شود که امن است، ترس های او فروکش می کند.
once the excitement subsides, we can discuss the details.
وقتی هیجان فروکش کرد، می توانیم جزئیات را بررسی کنیم.
pain subsides
درد کاهش مییابد
tension subsides
تنش کاهش مییابد
fear subsides
ترس کاهش مییابد
storm subsides
طوفان کاهش مییابد
anger subsides
خشم کاهش مییابد
noise subsides
سر و صدا کاهش مییابد
interest subsides
علاقه کاهش مییابد
anxiety subsides
اضطراب کاهش مییابد
conflict subsides
درگیری کاهش مییابد
as the storm subsides, the sun begins to shine.
همانطور که طوفان فروکش می کند، خورشید شروع به درخشیدن می کند.
her anxiety subsides after she talks to her friend.
اضطراب او پس از صحبت با دوستش فروکش می کند.
once the pain subsides, you can start exercising again.
وقتی درد فروکش کرد، می توانید دوباره ورزش کنید.
the excitement in the room subsides as the meeting begins.
همانطور که جلسه شروع می شود، هیجان در اتاق فروکش می کند.
when the noise subsides, you can hear the birds singing.
وقتی صداها فروکش می کنند، می توانید صدای پرندگان را بشنوید.
his anger subsides after he takes a deep breath.
خشم او پس از اینکه نفس عمیقی می کشد، فروکش می کند.
the tension in the air subsides after the announcement.
پس از اعلام، تنش در هوا فروکش می کند.
as the crowd subsides, the event can finally start.
همانطور که جمعیت فروکش می کند، رویداد می تواند در نهایت شروع شود.
her fears subsides when she realizes she is safe.
وقتی متوجه می شود که امن است، ترس های او فروکش می کند.
once the excitement subsides, we can discuss the details.
وقتی هیجان فروکش کرد، می توانیم جزئیات را بررسی کنیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید