subsides

[ایالات متحده]/səbˈsaɪdz/
[بریتانیا]/səbˈsaɪdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. غرق شدن یا نشستن (مانند فرونشست زمین به دلیل معدن کاری)؛ کاهش یافتن یا کم شدن در شدت؛ بازگشت به سطح پایین تر یا عادی؛ ناگهان نشستن روی صندلی و غیره؛ کاهش یافتن؛ آرام شدن

عبارات و ترکیب‌ها

pain subsides

درد کاهش می‌یابد

tension subsides

تنش کاهش می‌یابد

fear subsides

ترس کاهش می‌یابد

storm subsides

طوفان کاهش می‌یابد

anger subsides

خشم کاهش می‌یابد

noise subsides

سر و صدا کاهش می‌یابد

interest subsides

علاقه کاهش می‌یابد

anxiety subsides

اضطراب کاهش می‌یابد

conflict subsides

درگیری کاهش می‌یابد

جملات نمونه

as the storm subsides, the sun begins to shine.

همانطور که طوفان فروکش می کند، خورشید شروع به درخشیدن می کند.

her anxiety subsides after she talks to her friend.

اضطراب او پس از صحبت با دوستش فروکش می کند.

once the pain subsides, you can start exercising again.

وقتی درد فروکش کرد، می توانید دوباره ورزش کنید.

the excitement in the room subsides as the meeting begins.

همانطور که جلسه شروع می شود، هیجان در اتاق فروکش می کند.

when the noise subsides, you can hear the birds singing.

وقتی صداها فروکش می کنند، می توانید صدای پرندگان را بشنوید.

his anger subsides after he takes a deep breath.

خشم او پس از اینکه نفس عمیقی می کشد، فروکش می کند.

the tension in the air subsides after the announcement.

پس از اعلام، تنش در هوا فروکش می کند.

as the crowd subsides, the event can finally start.

همانطور که جمعیت فروکش می کند، رویداد می تواند در نهایت شروع شود.

her fears subsides when she realizes she is safe.

وقتی متوجه می شود که امن است، ترس های او فروکش می کند.

once the excitement subsides, we can discuss the details.

وقتی هیجان فروکش کرد، می توانیم جزئیات را بررسی کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید