endows

[ایالات متحده]/ɪnˈdaʊz/
[بریتانیا]/ɪnˈdaʊz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. فراهم کردن با یک کیفیت، توانایی یا دارایی؛ دادن پول یا ملک به یک شخص یا نهاد

عبارات و ترکیب‌ها

endows strength

به قدرت می‌بخشد

endows power

به قدرت می‌بخشد

endows skills

به مهارت می‌بخشد

endows gifts

به هدیه می‌بخشد

endows value

ارزش می‌بخشد

endows rights

حقوق می‌بخشد

endows wealth

به ثروت می‌بخشد

endows talent

به استعداد می‌بخشد

endows knowledge

دانش می‌بخشد

endows benefits

به سود می‌بخشد

جملات نمونه

the experience endows her with confidence.

تجربه او را با اعتماد به نفس آمیخته می‌کند.

education endows individuals with knowledge.

تحصیل افراد را با دانش آمیخته می‌کند.

the generous donation endows the university's research program.

هدیه سخاوتمندانه برنامه تحقیقاتی دانشگاه را تقویت می‌کند.

art endows life with meaning and beauty.

هنر زندگی را با معنا و زیبایی آمیخته می‌کند.

his talent endows him with unique opportunities.

استعداد او را با فرصت‌های منحصربه‌فرد آمیخته می‌کند.

the new policy endows citizens with more rights.

سیاست جدید حقوق بیشتری را به شهروندان می‌دهد.

nature endows us with its wonders.

طبیعت ما را با شگفتی‌های خود آمیخته می‌کند.

her kindness endows her with many friends.

مهربانی او را با دوستان زیادی آمیخته می‌کند.

science endows society with technological advancements.

علم جامعه را با پیشرفت‌های فناوری آمیخته می‌کند.

love endows life with joy and fulfillment.

عشق زندگی را با شادی و کمال آمیخته می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید