bestow

[ایالات متحده]/bɪˈstəʊ/
[بریتانیا]/bɪˈstoʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. اعطا کردن
استفاده کردن
قرار دادن
نگهداری کردن

عبارات و ترکیب‌ها

bestow an award

اعطای جایزه

bestow blessings upon

نعمات الهی بر

bestow a title

اعطای عنوان

جملات نمونه

to bestow on sb. a sobriquet

به یک شخص لقبی عطا کردن

bestowed high praise on the winners.

تمجیدهای فراوانی برندگان را مورد عنایت قرار داد.

the office was bestowed on him by the monarch of this realm.

این مقام به او از سوی حاکم این قلمرو اعطا شد.

stooping to bestow the presents into eager hands.

خم شد تا هدایا را به دست‌های مشتاقانه اعطا کند.

sparing in bestowing gifts;

در اعطای هدیه ها کم‌مصرف بود;

Many books were bestowed on her.

بسیاری از کتاب‌ها به او اعطا شد.

The golden cup was bestowed upon the winner.

جام طلایی به برنده اعطا شد.

I do not deserve all the praises bestowed upon me.

من لیاقت همه تحسیناتی را که به من اعطا شده است را ندارم.

Several fancy gifts were bestowed on the distinguished guests.

هدیه‌های شیک متعددی به مهمانان محترم اعطا شد.

such action bestows more éclat upon a warrior than success by other means.

چنین اقدامی باعث می‌شود که یک جنگجو بیشتر از هر روش دیگری مورد تحسین قرار گیرد.

and on a number of poor but honest senators he bestowed the rank of tribune or aedile.

و به تعداد زیادی از سناتورهای فقیر اما صادق، رتبه تریبون یا ایلی را اعطا کرد.

The vower disavowed the vowels. The towboat is stowed with bestowed stone.

متعهد شد که از واژگان چشم پوشی کند. کشتی باری با سنگ اعطا شده بارگیری شده است.

We bestowed aforetime on Abraham his rectitude of conduct, and well were We acquainted with him.

ما پیش از این، رفتار درست ابراهیم را به او اعطا کردیم و ما به خوبی با او آشنا بودیم.

It is bestowed for conspicuous gallantry and intrepidity at the risk of life, above and beyond the call of duty, in actual combat against an armed enemy force.

این نشان به دلیل شجاعت و جسارت چشمگیر در معرض خطر مرگ، فراتر از وظیفه، در نبرد واقعی با دشمن مسلح اعطا می شود.

on the other hand, he plowed full speed ahead with construction, determined to concretize his dream of bestowing upon Paris an architecture which, in his personal judgement, was worthy of it.

از سوی دیگر، او با سرعت کامل به ساخت و ساز ادامه داد و مصمم بود که رویای خود را از اعطای معماری به پاریس که به نظر او شایستگی داشت، ملموس کند.

In fact, the liturgical tradition which the Church has bestowed on us is a vocal, monophonic music composed along with Latin words coming from sacred texts.

در واقع، سنت آیینی که کلیسا به ما اعطا کرده است، موسیقی مونوفونیک و آوازی است که با کلمات لاتین از متون مقدس همراه است.

What time was left to him, after these thousand details of business, and his offices and his breviary, he bestowed first on the necessitous, the sick, and the afflicted;

چه زمانی بعد از این هزار جزئیات کاری و وظایف و دفتر دعایش برایش باقی ماند، ابتدا آن را به نیازمندان، بیماران و رنج‌دیدگانان اعطا می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید