equip

[ایالات متحده]/ɪˈkwɪp/
[بریتانیا]/ɪˈkwɪp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

فعل: فراهم کردن با اقلام یا مهارت‌های لازم; تأمین کردن با ابزار یا تجهیزات لازم.

عبارات و ترکیب‌ها

equip with

تجهیز با

equip for

تجهیز برای

equip soldiers

تجهیز سربازان

equip a kitchen

تجهیز یک آشپزخانه

get equipped

تجهیز شده باشید

جملات نمونه

equip a car with snow tires.

به لاستیک‌های زمستانی مجهز کردن یک خودرو.

to equip with spokes

تجهیز با شانه‌ها

We equip our children with a good education.

ما فرزندان خود را با یک آموزش خوب مجهز می‌کنیم.

Proper education will equip one for a job.

آموزش مناسب یک فرد را برای یک شغل آماده می‌کند.

Your education will equip you to earn a good living.

آموزش شما شما را برای کسب درآمد خوب آماده می‌کند.

Equip the home with labor-saving devices such as dishwash-ers.

خانه را با وسایل صرفه‌جوی در زمان مانند ماشین ظرفشویی مجهز کنید.

They can't afford to equip their laboratories properly because of lack of funds.

به دلیل کمبود بودجه نمی‌توانند آزمایشگاه‌های خود را به درستی مجهز کنند.

an education that will equip you to handle such problems.See Synonyms at furnish

آموزشی که شما را برای مقابله با چنین مشکلاتی آماده می‌کند. برای مترادف‌ها به تأمین نگاه کنید.

Milanese commanders value these crossbowmen highly, thus they equip them with brigandine armour and the large Pavise-style shield.

فرماندهان میلانزی این کمانداران را بسیار ارزشمند می دانند، بنابراین آنها را با زره بریگاندین و سپر بزرگ به سبک پاویس مجهز می کنند.

It is an ideal supporting power source for domestic appliance,small industrial equip-ment,armarium and office equipment etc.

این یک منبع تغذیه پشتیبان ایده آل برای وسایل خانگی، تجهیزات صنعتی کوچک، آرماری و تجهیزات اداری و غیره است.

I sudy the experiment device that The improvement of equip obout the method distilling water steam from the peel of orange Concerning to detach lemonene and suggest mend.

من دستگاه آزمایش را مطالعه می‌کنم که بهبود روش تقطیر بخار آب از پوست پرتقال برای جدا کردن لیمونن و پیشنهاد تعمیر را بررسی می‌کند.

نمونه‌های واقعی

Eight-thousand hospital beds have been equipped with ventilators.

هزار تخت بیمارستانی با دستگاه تنفس مصنوعی مجهز شده اند.

منبع: CRI Online June 2020 Collection

In this world of technology, only a minority of people are not equipped with computers.

در این دنیای فناوری، تنها اقلیتی از مردم مجهز به کامپیوتر نیستند.

منبع: Learn authentic English with Wilber Pan.

C) Schools are inadequately equipped to implement any intervention.

ج) مدارس به اندازه کافی مجهز به اجرای هرگونه مداخله ای نیستند.

منبع: Past English Level 4 Reading Exam Papers

Otherwise, their visors would have to be equipped with windshield wipers!

در غیر این صورت، باید به دید آنها برف پاک کن مجهز می شدیم!

منبع: Smart Life Encyclopedia

When plans change, introverts are often equipped for what comes next.

وقتی برنامه ها تغییر می کنند، درون گراها اغلب برای آنچه در پیش است آماده هستند.

منبع: Popular Science Essays

But education should also equip people with the abilities for labor.

اما آموزش باید افراد را با توانایی های لازم برای کار نیز مجهز کند.

منبع: Intermediate English short passage

The containers are also equipped with GPS sensors to follow their movements.

این ظروف همچنین مجهز به سنسورهای GPS برای ردیابی حرکات آنها هستند.

منبع: VOA Special English Health

Governor Ron DeSantis insisted that Florida is equipped to handle the crisis.

استاندار رون دسانتیس اصرار داشت که فلوریدا برای مقابله با بحران مجهز است.

منبع: PBS English News

Good 'cause we're not equipped for the end of the world.

خوب، چون ما برای پایان دنیا مجهز نیستیم.

منبع: Lost Girl Season 05

It holds up to a hundred people, and it's fully equipped with a projector and so on.

ظرفیت آن تا صد نفر است و به طور کامل مجهز به پروژکتور و غیره است.

منبع: Cambridge IELTS Listening Actual Test 14

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید