deeply engrained
به شدت ریشه دوانده
culturally engrained
به طور فرهنگی ریشه دوانده
firmly engrained
به طور محکم ریشه دوانده
traditionally engrained
به طور سنتی ریشه دوانده
socially engrained
به طور اجتماعی ریشه دوانده
negatively engrained
به طور منفی ریشه دوانده
positively engrained
به طور مثبت ریشه دوانده
psychologically engrained
به طور روانشناختی ریشه دوانده
habitually engrained
به طور عادتی ریشه دوانده
systemically engrained
به طور سیستماتیک ریشه دوانده
his values are deeply engrained in his personality.
ارزشهای او عمیقاً در شخصیتش ریشه دارند.
traditions can be engrained in a culture over generations.
رسوم میتوانند در طول نسلها در یک فرهنگ ریشه بگیرند.
her love for music is engrained from a young age.
عشق او به موسیقی از سنین پایین در وجودش ریشه دارد.
these habits are engrained in our daily routines.
این عادات در روال روزانه ما ریشه دارند.
fear can become engrained in someone’s mind.
ترس میتواند در ذهن کسی ریشه بگیرد.
respect for elders is often engrained in families.
احترام به بزرگترها اغلب در خانوادهها ریشه دارد.
some beliefs are engrained in our society.
برخی باورها در جامعه ما ریشه دارند.
her work ethic is engrained from her upbringing.
اخلاق کاری او از تربیتش ریشه میگیرد.
these skills are engrained through years of practice.
این مهارتها از طریق سالها تمرین ریشه میگیرند.
patience is engrained in the art of teaching.
صبر در هنر آموزش ریشه دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید