removed

[ایالات متحده]/rɪ'muːvd/
[بریتانیا]/rɪ'mʊvd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. جدا شده یا دور; گرفته شده یا حذف شده

عبارات و ترکیب‌ها

removed from

حذف شده از

جملات نمونه

They removed the pump out of the room.

آنها پمپ را از اتاق خارج کردند.

They removed royal jelly for medicinal use.

آنها ژله سلطنتی را برای مصارف دارویی برداشتند.

The rioters were forcibly removed from the plaza.

گريوه و غوغه ها به زور از ميدان بيرون رانده شدند.

the hydrochloric acid was removed by evaporation in vacuo.

اسید هیدروکلریک با تبخیر در خلاء حذف شد.

he was removed from his position as teacher.

او از مقام تدریس خود برکنار شد.

a man is removed to the tribal district of his forbears.

مردی به منطقه قبیله‌ای نیاکانش منتقل می‌شود.

an explanation which is far removed from the truth.

توضیحی که بسیار دور از واقعیت است.

removed from all the ritz and glitz.

دور از تمام تجملات و جلب توجه ها.

removed the dishes from the table.

او بشقاب ها را از روی میز برداشت.

removed the family to the West Coast.

خانواده را به ساحل غربی منتقل کرد.

removed his name from consideration.

نام او را از لیست بررسی حذف کرد.

He removed the picture and put it in the drawer.

او عکس را برداشت و آن را در کشو گذاشت.

They removed him from his position.

او را از مقامش برکنار کردند.

He has removed from this town.

او از این شهر رفته است.

She removed mud from her shoes.

او گل را از روی کفشش پاک کرد.

The body will be removed into one of the cold storage chambers.

جسد به یکی از سردخانه ها منتقل خواهد شد.

The general has removed the troop to the front.

ژنرال دسته سربازان را به خط مقدم منتقل کرد.

a hideaway far removed from towns and cities.

یک پناهگاه دور از شهرها و شهرها.

The doctor removed the scale from his eyes.

پزشک مقیاس را از چشمانش برداشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید