enrobe

[ایالات متحده]/ɪnˈrəʊb/
[بریتانیا]/ɪnˈroʊb/

ترجمه

vt. پوشاندن لباس ردا؛ باعث پوشیدن ردا شدن

عبارات و ترکیب‌ها

enrobe the guests

پوشاندن مهمانان

enrobe in silk

پوشیدن ابریشم

enrobe with grace

با وقار پوشاندن

enrobe for ceremony

برای مراسم پوشاندن

enrobe the bride

پوشاندن عروس

enrobe in velvet

پوشیدن مخمل

enrobe the king

پوشاندن شاه

enrobe with elegance

با ظرافت پوشاندن

enrobe for performance

برای اجرا پوشاندن

enrobe in tradition

پوشاندن در سنت

جملات نمونه

she decided to enrobe herself in a beautiful gown for the gala.

او تصمیم گرفت خود را در یک لباس زیبا برای مهمانی شام پوشاند.

the artist chose to enrobe the statue in vibrant colors.

هنرمند تصمیم گرفت مجسمه را در رنگ‌های زنده بپوشاند.

he will enrobe the dish with a delicate sauce before serving.

او قبل از سرویس، ظرف را با یک سس ظریف بپوشاند.

they plan to enrobe the stage with stunning fabrics for the performance.

آنها قصد دارند صحنه را با پارچه‌های خیره‌کننده برای اجرا بپوشانند.

to enrobe the cake, she used layers of fondant.

برای پوشاندن کیک، او از لایه‌های خمیر قندی استفاده کرد.

the ceremony will enrobe the couple in traditional attire.

آیین‌نامه لباس سنتی را بر روی زوج می‌پوشاند.

he wanted to enrobe his words with poetic imagery.

او می‌خواست کلمات خود را با تصاویر شاعرانه بپوشاند.

they decided to enrobe the garden with colorful flowers.

آنها تصمیم گرفتند باغ را با گل‌های رنگارنگ بپوشانند.

she will enrobe the presentation with engaging visuals.

او ارائه را با تصاویر جذاب بپوشاند.

to enrobe the room, they hung elegant drapes.

برای پوشاندن اتاق، آنها پرده‌های ظریف آویزان کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید