public art is a tonic that can enthuse alienated youth.
هنر عمومی یک داروی مقوی است که میتواند جوانان جدا افتاده را با نشاط فرا بگیرد.
She always enthuses about her favorite TV show.
او همیشه در مورد برنامه تلویزیونی مورد علاقه خود هیجانزده است.
He never fails to enthuse his audience with his passionate speeches.
او هرگز در هیجانزده کردن مخاطبانش با سخنرانیهای پرشور خود شکست نمیخورد.
I can't help but enthuse about the delicious food at that restaurant.
نمیتوانم بدون هیجانزده شدن در مورد غذای خوشمزه در آن رستوران خودداری کنم.
The teacher's enthusiasm for the subject enthused the students to learn more.
اشتیاق معلم به موضوع باعث شد دانشآموزان بیشتر یاد بگیرند.
She tried to enthuse her friends about the upcoming concert.
او سعی کرد دوستانش را در مورد کنسرت آینده هیجانزده کند.
His positive attitude never fails to enthuse those around him.
نگرش مثبت او هرگز باعث هیجانزده شدن اطرافیانش نمیشود.
The team captain's pep talk enthused the players before the big game.
سخنرانی انگیزشی کاپیتان تیم قبل از بازی بزرگ بازیکنان را هیجانزده کرد.
The new project manager's energy and enthusiasm enthused the team.
انرژی و اشتیاق مدیر پروژه جدید تیم را هیجانزده کرد.
The children's laughter and excitement enthused the adults around them.
خنده و هیجان کودکان بزرگسالان اطراف را هیجانزده کرد.
Her dedication to the cause enthuses everyone in the organization.
تعهد او به این هدف باعث هیجانزده شدن همه در سازمان میشود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید