deter crime
جلوگیری از جرم
deterrent effect
اثر بازدارنده
strong deterrence
بازدارندگی قوی
deterrent policy
سیاست بازدارنده
paint sth. to deter rust
برای جلوگیری از زنگ زدگی، چیزی را رنگ آمیزی کنید.
Dogs can deter unwelcome intruders.
سگها میتوانند متجاوزان ناخواسته را بازدارند.
Don’t let failure deter you.
اجازه ندهید شکست شما را بازدارد.
only a health problem would deter him from seeking re-election.
فقط یک مشکل سلامتی از او برای درخواست انتخاب مجدد باز میداشت.
Failure did not deter us from trying it again.
شکست ما را از تلاش مجدد باز نداشت.
Britain must possess so climacteric a weapon in order to deter an atomically armed enemy.
بریتانییا باید چنین سلاحی سرنوشتساز در اختیار داشته باشد تا از دشمنی که با سلاح اتمی مسلح است، جلوگیری کند.
strategists think not only about how to deter war, but about how war might occur.
استراتژیستها نه تنها در مورد چگونگی جلوگیری از جنگ فکر میکنند، بلکه در مورد چگونگی وقوع جنگ نیز فکر میکنند.
added taggants to explosives to deter terrorism.
برای جلوگیری از تروریسم، برچسبهایی به مواد منفجره اضافه کردند.
The windows are covered with grilles to deter vandals.
برای جلوگیری از خرابکاران، پنجرهها با توری پوشانده شدهاند.
A:That works, but planting things like spearmint, southernwood, and tansy could both beautify your yard and deter your invaders.
آ: این خوب است، اما کاشتن گیاهانی مانند نعناع، اسمانتوس و تانسی می تواند هم حیاط شما را زیبا کند و هم مهاجمان شما را دفع کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید