gear

[ایالات متحده]/ɡɪə(r)/
[بریتانیا]/ɡɪr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تجهیزات، دستگاه، لباس با دنده‌ها; دستگاه انتقال
vi. تغییر دنده دادن
vt. هیجان‌زده کردن; آماده کردن
vt. & vi. جفت کردن; به هم متناسب کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

transmission gear

دنده انتقال

steering gear

دنده فرمان

gearbox

جعبه دنده

gear ratio

نسبت دنده

gear shift

تعویض دنده

spur gear

دنده ساده

helical gear

دنده حلزونی

bevel gear

چرخ‌دنده مخروطی

gear box

جعبه دنده

gear transmission

انتقال دنده

worm gear

دنده کرم

planetary gear

دنده سیاره‌ای

gear reducer

کاهنده دنده

in gear

در دنده

gear drive

رانش دنده

gear with

دنده با

gear pump

پمپ دنده

landing gear

قطعه فرود

spiral bevel gear

چرخ‌دنده مخروطی مارپیچی

gear wheel

چرخ دنده

involute gear

دنده تک‌برگ

gear oil

روغن دنده

cylindrical gear

چرخ دنده استوانه‌ای

gear train

زنجیره دنده

جملات نمونه

gear teeth in mesh.

چرخ‌دندها درگیر

the latest gear for teenagers.

جدیدترین دنده برای نوجوانان

the steering gear of a ship

دنده فرمان کشتی

the landing gear of an aircraft

دنده فرود هواپیما

lubricate the gears of a car

چرب کردن دنده‌های یک خودرو

slip the gears into neutral

دنده‌ها را در حالت خلاص قرار دهید

The cogs gear smoothly.

چرخ‌دندها به طور روان درگیر می‌شوند.

Gear must be properly lubricated.

دنده باید به درستی روانکاری شود.

some vast assemblage of gears and cogs.

یک مجموعه وسیع از چرخ دنده ها و چرخک ها

keeps her gear in a trunk.

او دنده خود را در صندوق عقب نگه می‌دارد.

geared the speech to a conservative audience.

سخنرانی را برای مخاطبان محافظه کار آماده کرد.

a nation geared for war.

کشوری که برای جنگ آماده است.

the mill's internal waterwheel and gearing survive.

چرخ‌دنده‌ها و آسیاب داخلی آسیاب زنده مانده‌اند.

she slipped the gear into neutral.

او دنده را در حالت خلاص قرار داد.

gears that are not meshing properly.

دنده‌هایی که به درستی درگیر نمی‌شوند.

industry gearing with consumer needs

صنعت در حال تطبیق با نیازهای مصرف‌کننده

نمونه‌های واقعی

Please advise them to wear HAZMAT gear.

لطفاً به آنها توصیه کنید از تجهیزات HAZMAT استفاده کنند.

منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2

They loaded their gear into the van.

آنها تجهیزات خود را به داخل ون بار کردند.

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book Three.

No problem. You got gear? -Yep. - That's not gear. -Why not?

مشکلی نیست. آیا تجهیزات داری؟ - بله. - این تجهیزات نیست. - چرا؟

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 3

They wore face shields and had doctors in full protective gear on standby.

آنها از محافظ‌های صورت استفاده کردند و پزشکان با تجهیزات محافظتی کامل در حالت آماده‌باش بودند.

منبع: Business Weekly

Rick You really need to respect your gears, Rick.

ریک، شما واقعاً باید به تجهیزات خود احترام بگذارید، ریک.

منبع: Rick and Morty Season 2 (Bilingual)

Into what? I didn't bring swim gear.

به چه چیزی؟ من تجهیزات شنای همراه نداشتم.

منبع: "Reconstructing a Lady" Original Soundtrack

They work all day getting the gear ashore.

آنها تمام روز تلاش می‌کنند تا تجهیزات را به ساحل برسانند.

منبع: Earth's Pulse Season 2 (Original Soundtrack)

Zara's Japanese rival gears itself to conquer China.

رقبای ژاپنی زارا خود را برای فتح چین آماده می‌کنند.

منبع: The Economist (Summary)

There, they're met by people in complete protective gear.

آنجا، آنها با افرادی که از تجهیزات محافظتی کامل استفاده می‌کنند، ملاقات می‌کنند.

منبع: Epidemic Prevention Special Edition

It's got three gears. I only use one.

دارای سه دنده است. من فقط از یکی استفاده می‌کنم.

منبع: Young Sheldon - Season 1

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید