upper arm
بازوی بالا
muscular arm
بازوی عضلهای
arm injury
آسیب بازو
arm strength
قدرت بازو
in arms
در بازوها
on one's arm
روی بازوی کسی
up in arms
خشمگین و اعتراض کننده
at arm's length
در فاصلهای بازو
right arm
بازوی راست
with open arms
با آغوش باز
on the arm
روی بازو
arm in arm
بازو در بازو
bear arms
سلاح حمل کردن
with arms
با بازوها
under his arm
تحت بازوی او
robot arm
بازوی رباتیک
long arm
بازوی بلند
rocker arm
اهرم چرخشی
swing arm
بازوی متمايل
control arm
بازوی کنترل
take up arms
سلاح به دست گرفتن
suspension arm
بازوی تعلیق
The arm is out.
بازو بیرون است.
a long arm of sunshine.
یک بازوی آفتابی طولانی.
the long arm of the law.
بازوی طولانی قانون.
the political arm of the separatist group.
بازوی سیاسی گروه جداییطلب.
a coat of arms in a cartouche.
یک نشان در یک کارتوچ.
got my arm broken.
بازوی من شکسته شد.
a cruise that cost an arm and a leg.
یک سفر تفریحی که هزینه زیادی داشت.
spindly arms and legs.
بازو و پاهای باریک و نحیف.
injure an arm in a car accident
در تصادف ماشین به بازو آسیب برسانم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید