eroding

[ایالات متحده]/ɪˈrəʊdɪŋ/
[بریتانیا]/ɪˈroʊdɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به تدریج نابود کردن یا تضعیف کردن؛ خوردگی یا فرسایش یافتن

عبارات و ترکیب‌ها

eroding trust

تضعیف اعتماد

eroding confidence

تضعیف اعتماد بنفس

eroding support

تضعیف حمایت

eroding values

تضعیف ارزش‌ها

eroding rights

تضعیف حقوق

eroding environment

تخریب محیط زیست

eroding foundation

تضعیف بنیان

eroding power

تضعیف قدرت

eroding influence

تضعیف نفوذ

eroding quality

تضعیف کیفیت

جملات نمونه

the constant rain is eroding the soil on the hillside.

باران مداوم در حال فرسایش خاک در دامدریچه ها است.

pollution is eroding the quality of our drinking water.

آلودگی در حال فرسایش کیفیت آب آشامیدنی ما است.

time is eroding the memories of my childhood.

زمان در حال فرسایش خاطرات دوران کودکی من است.

his confidence is eroding due to constant criticism.

اعتماد به نفس او به دلیل انتقادات مداوم در حال فرسایش است.

the waves are eroding the coastline faster than ever.

امواج در حال فرسایش خط ساحلی سریعتر از همیشه هستند.

they are concerned that climate change is eroding biodiversity.

آنها نگران هستند که تغییرات آب و هوایی در حال فرسایش تنوع زیستی است.

his actions are eroding the trust between them.

اقدامات او در حال فرسایش اعتماد بین آنها است.

increasing screen time is eroding children's attention spans.

افزایش زمان صرف شده در مقابل صفحه نمایش در حال فرسایش توانایی تمرکز کودکان است.

economic instability is eroding consumer confidence.

بی ثباتی اقتصادی در حال فرسایش اعتماد مصرف کنندگان است.

overgrazing is eroding the land's fertility.

چرای بیش از حد در حال فرسایش حاصلخیزی زمین است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید