excuse

[ایالات متحده]/ɪk'skjuːz/
[بریتانیا]/ɪkˈskjuz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. ببخشید، عذرخواهی کنید
n. دلیل، بهانه، توجیه

عبارات و ترکیب‌ها

excuse me

ببخشید

make an excuse

بهانه آوردن

no excuse

هیچ بهانه‌ای

without excuse

بدون عذرخواهی

accept an excuse

پذیرش بهانه

excuse oneself

معذرت خواستن

excuse for

بهانه‌ی

make one's excuses

بهانه‌های خود را تراشیدن

in excuse of

بهانه‌ی

find an excuse

بهانه‌ای پیدا کردن

reasonable excuse

بهانه‌ی معقول

excuse myself

از خودم معذرت بخواهم

جملات نمونه

that pathetic excuse for a man!.

آن بهانه مسخره برای یک مرد!

excuse oneself for one's misbehavior

خود را برای رفتار نادرست خود توجیه کرد

That's a preposterous excuse!

آن یک بهانه مضحک است!

His excuse was not valid.

بهانه‌اش معتبر نبود.

a poor excuse for a poet; a sorry excuse for a car.

یک بهانه ضعیف برای یک شاعر؛ یک بهانه ناخوشاوت برای یک ماشین.

you must excuse my brother.

شما باید برادرم را ببخشید.

sit down—excuse the mess.

بنشینید - بهانه‌ی آشفتگی را.

it will not be possible to excuse you from attendance.

امکان معافیت شما از حضور نخواهد بود.

his excuse for coming was a fake.

بهانه‌ی او برای آمدن جعلی بود.

he was glad for the excuse to put it off.

او از بهانه‌ای که به او اجازه داد آن را به تعویق بیندازد خوشحال بود.

a legitimate excuse for being late.

یک بهانه معقول برای دیر رسیدن.

now, if you'll excuse me?.

حالا، اگر اجازه دهید؟

there is no excuse for trespassing on railway property.

هیچ بهانه‌ای برای تجاوز به اموال راه‌آهن وجود ندارد.

concoct an excuse for being late

ساختن بهانه برای دیر رسیدن

Excuse my coming so late.

ببخشید که خیلی دیر رسیدم.

That excuse simply won’t wash with me.

آن بهانه با من نمی‌گذرد.

I have no excuse for my behaver.

من هیچ بهانه‌ای برای رفتارهایم ندارم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید