insisted on
اصرار داشت
insisted that
اصرار داشت که
insisted otherwise
در غیر این صورت اصرار داشت
insisted repeatedly
مکرراً اصرار داشت
insisted firmly
با قاطعیت اصرار داشت
insisted upon
اصرار داشت بر
insisted strongly
با شدت اصرار داشت
insisted against
با وجود مخالف اصرار داشت
insisted no
اصرار داشت نه
insisted always
همیشه اصرار داشت
she insisted on attending the meeting despite her illness.
او با وجود بیماریاش اصرار داشت در جلسه شرکت کند.
he insisted that they arrive on time.
او اصرار داشت که آنها به موقع برسند.
the teacher insisted on the importance of homework.
معلم اصرار داشت که تکالیف مدرسه مهم هستند.
they insisted he take a break after working so hard.
آنها اصرار داشتند که او بعد از کار کردن زیاد استراحت کند.
she insisted he apologize for his behavior.
او اصرار داشت که او برای رفتارش عذرخواهی کند.
he insisted on having the final say in the decision.
او اصرار داشت که در تصمیمگیری حق رای نهایی را داشته باشد.
the manager insisted that all reports be submitted by friday.
مدیر اصرار داشت که تمام گزارشها تا روز جمعه ارسال شوند.
despite the rain, she insisted on going for a walk.
با وجود باران، او اصرار داشت برای پیادهروی برود.
he insisted on his innocence throughout the trial.
او در طول محاکمه اصرار داشت که بیگناه است.
they insisted on a thorough investigation of the incident.
آنها اصرار داشتند که حادثه به طور کامل بررسی شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید