insisted

[ایالات متحده]/ɪnˈsɪstɪd/
[بریتانیا]/ɪnˈsɪstəd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور قاطع ادعایی را مطرح کردن؛ موضعی را حفظ یا تأیید کردن؛ چیزی را به طور قوی خواستن

عبارات و ترکیب‌ها

insisted on

اصرار داشت

insisted that

اصرار داشت که

insisted otherwise

در غیر این صورت اصرار داشت

insisted repeatedly

مکرراً اصرار داشت

insisted firmly

با قاطعیت اصرار داشت

insisted upon

اصرار داشت بر

insisted strongly

با شدت اصرار داشت

insisted against

با وجود مخالف اصرار داشت

insisted no

اصرار داشت نه

insisted always

همیشه اصرار داشت

جملات نمونه

she insisted on attending the meeting despite her illness.

او با وجود بیماری‌اش اصرار داشت در جلسه شرکت کند.

he insisted that they arrive on time.

او اصرار داشت که آنها به موقع برسند.

the teacher insisted on the importance of homework.

معلم اصرار داشت که تکالیف مدرسه مهم هستند.

they insisted he take a break after working so hard.

آنها اصرار داشتند که او بعد از کار کردن زیاد استراحت کند.

she insisted he apologize for his behavior.

او اصرار داشت که او برای رفتارش عذرخواهی کند.

he insisted on having the final say in the decision.

او اصرار داشت که در تصمیم‌گیری حق رای نهایی را داشته باشد.

the manager insisted that all reports be submitted by friday.

مدیر اصرار داشت که تمام گزارش‌ها تا روز جمعه ارسال شوند.

despite the rain, she insisted on going for a walk.

با وجود باران، او اصرار داشت برای پیاده‌روی برود.

he insisted on his innocence throughout the trial.

او در طول محاکمه اصرار داشت که بی‌گناه است.

they insisted on a thorough investigation of the incident.

آنها اصرار داشتند که حادثه به طور کامل بررسی شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید