mass exode
هجرت دستهجمعی
human exode
هجرت انسانی
refugee exode
هجرت آوارگان
forced exode
هجرت اجباری
economic exode
هجرت اقتصادی
cultural exode
هجرت فرهنگی
urban exode
هجرت شهری
environmental exode
هجرت زیستمحیطی
social exode
هجرت اجتماعی
political exode
هجرت سیاسی
many people experienced an exode during the war.
بسیاری از مردم در طول جنگ یک مهاجرت گسترده را تجربه کردند.
the exode of talent from the region is concerning.
خروج استعداد از این منطقه نگران کننده است.
climate change has caused an exode of farmers.
تغییرات آب و هوایی باعث مهاجرت کشاورزان شده است.
there was a significant exode after the economic crisis.
پس از بحران اقتصادی، یک مهاجرت قابل توجه وجود داشت.
the government is addressing the reasons behind the exode.
دولت در حال رسیدگی به دلایل مهاجرت است.
urban areas are seeing an exode of residents to the countryside.
مناطق شهری شاهد مهاجرت ساکنان به مناطق روستایی هستند.
we must understand the impact of this exode on society.
ما باید تأثیر این مهاجرت بر جامعه را درک کنیم.
the exode of refugees has strained local resources.
مهاجرت آوارگان منابع محلی را تحت فشار قرار داده است.
in recent years, there has been an exode of young people.
در سال های اخیر، مهاجرت جوانان وجود داشته است.
experts are studying the patterns of this exode.
متخصصان در حال بررسی الگوهای این مهاجرت هستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید