expected

[ایالات متحده]/iks'pektid/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پیش بینی شده; پیش بینی شده
v. پیش بینی کردن; امیدوار بودن

عبارات و ترکیب‌ها

as expected

همانطور که انتظار می رفت

expected outcome

نتیجه مورد انتظار

meet expectations

برآورده کردن انتظارات

high expectations

انتظارات بالا

expected salary

حقوق مورد انتظار

expected value

ارزش مورد انتظار

expected return

بازده مورد انتظار

expected utility

کارایی مورد انتظار

expected number

تعداد مورد انتظار

expected time

زمان مورد انتظار

expected life

عمر مورد انتظار

expected risk

ریسک مورد انتظار

expected behavior

رفتار مورد انتظار

جملات نمونه

they expected the house to appreciate in value.

آنها انتظار داشتند ارزش خانه افزایش یابد.

The escapee's turnup is expected soon.

ظهور متواری فرار کرده به زودی پیش‌بینی می‌شود.

Compliance with the law is expected in the state.

رعایت قانون در ایالت مورد انتظار است.

They are expected to win the election with ease.

انتظار می‌رود با سهولت انتخابات را ببرند.

Conscientiousness is expected of a student.

از یک دانشجو انتظار می‌رود که وظیفه‌شناس باشد.

House prices are expected to perk up.

انتظار می‌رود قیمت خانه‌ها افزایش یابد.

using actual income to measure expected income.

استفاده از درآمد واقعی برای اندازه گیری درآمد مورد انتظار.

they were expected to behave themselves .

از آن‌ها انتظار می‌رفت رفتار خوبی داشته باشند.

the report is expected to carry considerable weight with the administration.

گزارش انتظار می‌رود با دولت وزن قابل توجهی داشته باشد.

the two firms are expected to cement an agreement soon.

پیش‌بینی می‌شود که دو شرکت به زودی یک توافقنامه را محکم کنند.

he was expected to be a certainty for a gold medal.

از او انتظار می‌رفت که برای مدال طلا یک گزینه قطعی باشد.

sterling is expected to depreciate against the dollar.

انتظار می‌رود استرلینگ در برابر دلار کاهش یابد.

you're expected to dial in volume and tone settings.

از شما انتظار می‌رود تنظیمات صدا و لحن را تنظیم کنید.

the expected rate of infection is endogenous to the system.

نرخ مورد انتظار ابتلا به عفونت به سیستم بستگی دارد.

everyone expected me to grovel with gratitude.

همه انتظار داشتند با قدردانی التماس کنم.

I expected him to be mortally offended.

انتظار داشتم او به شدت ناراحت شود.

نمونه‌های واقعی

It was better than Harry had expected.

این بهتر از آن چیزی بود که هری انتظار داشت.

منبع: 2. Harry Potter and the Chamber of Secrets

I mean, she won't be expected to convert.

منظورم این است که انتظار نمی‌رود تبدیل شود.

منبع: Downton Abbey (Audio Version) Season 5

Alas! that was not so easy as she had expected.

متاسفانه! آنقدرها هم آسانی نبود که او انتظار داشت.

منبع: British Original Language Textbook Volume 2

Success is not what should be expected.

موفقیت چیزی نیست که باید انتظار داشت.

منبع: CNN 10 Student English April 2023 Compilation

Yes. Is the colour what you expected?

بله. آیا رنگ همان چیزی است که انتظار داشتید؟

منبع: Gourmet Base

" Much better than we expected, " she told.

"خیلی بهتر از آن چیزی بود که انتظار داشتیم،" او گفت.

منبع: Past exam papers for the English CET-6 reading section.

But this is what we all expected.

اما این همان چیزی است که همه ما انتظار داشتیم.

منبع: Brother Wind takes you to watch movies and learn English.

This was better than I had expected.

این بهتر از آن چیزی بود که من انتظار داشتم.

منبع: American Family Universal Parent-Child English

That day came sooner than she expected.

آن روز زودتر از آن چیزی که او انتظار داشت فرا رسید.

منبع: Lean In

Michel Temer would be expected to resign.

میشل تمر انتظار می‌رفت استعفا دهد.

منبع: BBC Listening Compilation April 2016

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید