predicted outcome
نتیجه پیشبینیشده
predicted growth
رشد پیشبینیشده
predicted change
تغییر پیشبینیشده
predicted impact
تاثیر پیشبینیشده
predicted trends
روندهای پیشبینیشده
predicted revenue
درآمد پیشبینیشده
predicted results
نتایج پیشبینیشده
predicted risks
ریسکهای پیشبینیشده
predicted values
ارزشهای پیشبینیشده
predicted events
رویدادهای پیشبینیشده
the weather forecast predicted rain for tomorrow.
پیشبینی هواشناسی بارش باران را برای فردا اعلام کرد.
analysts predicted a rise in stock prices this quarter.
تحلیلگران پیشبینی کردند که قیمت سهام در این فصل افزایش یابد.
she predicted that they would win the championship.
او پیشبینی کرد که آنها قهرمانی را به دست آورند.
experts predicted a significant increase in population.
متخصصان پیشبینی کردند که افزایش قابل توجهی در جمعیت رخ دهد.
he predicted the outcome of the election accurately.
او به طور دقیق نتیجه انتخابات را پیشبینی کرد.
scientists predicted changes in climate patterns.
دانشمندان پیشبینی کردند که تغییراتی در الگوهای آب و هوایی رخ دهد.
the teacher predicted that the students would do well on the exam.
معلم پیشبینی کرد که دانشآموزان در امتحان خوب عمل کنند.
they predicted a downturn in the economy next year.
آنها پیشبینی کردند که اقتصاد در سال آینده دچار رکود شود.
she predicted a bright future for her children.
او آیندهای روشن برای فرزندانش پیشبینی کرد.
the report predicted an increase in global temperatures.
گزارش حاکی از افزایش دماهای جهانی بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید