predicted

[ایالات متحده]/prɪˈdɪktɪd/
[بریتانیا]/prɪˈdɪktɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و شکل گذشته مشارکت predict

عبارات و ترکیب‌ها

predicted outcome

نتیجه پیش‌بینی‌شده

predicted growth

رشد پیش‌بینی‌شده

predicted change

تغییر پیش‌بینی‌شده

predicted impact

تاثیر پیش‌بینی‌شده

predicted trends

روندهای پیش‌بینی‌شده

predicted revenue

درآمد پیش‌بینی‌شده

predicted results

نتایج پیش‌بینی‌شده

predicted risks

ریسک‌های پیش‌بینی‌شده

predicted values

ارزش‌های پیش‌بینی‌شده

predicted events

رویدادهای پیش‌بینی‌شده

جملات نمونه

the weather forecast predicted rain for tomorrow.

پیش‌بینی هواشناسی بارش باران را برای فردا اعلام کرد.

analysts predicted a rise in stock prices this quarter.

تحلیلگران پیش‌بینی کردند که قیمت سهام در این فصل افزایش یابد.

she predicted that they would win the championship.

او پیش‌بینی کرد که آن‌ها قهرمانی را به دست آورند.

experts predicted a significant increase in population.

متخصصان پیش‌بینی کردند که افزایش قابل توجهی در جمعیت رخ دهد.

he predicted the outcome of the election accurately.

او به طور دقیق نتیجه انتخابات را پیش‌بینی کرد.

scientists predicted changes in climate patterns.

دانشمندان پیش‌بینی کردند که تغییراتی در الگوهای آب و هوایی رخ دهد.

the teacher predicted that the students would do well on the exam.

معلم پیش‌بینی کرد که دانش‌آموزان در امتحان خوب عمل کنند.

they predicted a downturn in the economy next year.

آن‌ها پیش‌بینی کردند که اقتصاد در سال آینده دچار رکود شود.

she predicted a bright future for her children.

او آینده‌ای روشن برای فرزندانش پیش‌بینی کرد.

the report predicted an increase in global temperatures.

گزارش حاکی از افزایش دماهای جهانی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید