foreseen

[ایالات متحده]/fɔːˈsiːn/
[بریتانیا]/fɔrˈsin/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. پیش بینی یا انتظار چیزی را در گذشته داشته است

عبارات و ترکیب‌ها

foreseen consequences

پیامدهای پیش‌بینی‌شده

foreseen problems

مشکلات پیش‌بینی‌شده

foreseen risks

خطرات پیش‌بینی‌شده

foreseen events

رویدادهای پیش‌بینی‌شده

foreseen challenges

چالش‌های پیش‌بینی‌شده

foreseen outcomes

نتایج پیش‌بینی‌شده

foreseen delays

تاخیرهای پیش‌بینی‌شده

foreseen changes

تغییرات پیش‌بینی‌شده

foreseen benefits

مزایای پیش‌بینی‌شده

foreseen adjustments

تنظیمات پیش‌بینی‌شده

جملات نمونه

it was not foreseen that the meeting would be so productive.

پیش‌بینی نمی‌شد که جلسه آنقدر سازنده باشد.

she had foreseen the challenges ahead and prepared accordingly.

او چالش‌های پیش رو را پیش‌بینی کرده بود و به همین دلیل آمادگی کسب کرده بود.

the consequences of the decision were not foreseen.

پیامدهای این تصمیم قابل پیش‌بینی نبودند.

he foreseen the need for more resources in the project.

او نیاز به منابع بیشتر در پروژه را پیش‌بینی کرده بود.

they had foreseen potential issues with the new software.

آنها مشکلات احتمالی با نرم‌افزار جدید را پیش‌بینی کرده بودند.

it is important to have foreseen risks in any business plan.

توجه به ریسک‌ها در هر طرح تجاری مهم است.

she foreseen the impact of climate change on agriculture.

او تأثیر تغییرات آب و هوایی بر کشاورزی را پیش‌بینی کرده بود.

they had not foreseen how quickly the situation would escalate.

آنها پیش‌بینی نکرده بودند که وضعیت چقدر سریع تشدید خواهد شد.

the team foreseen the need for additional training sessions.

تیم نیاز به جلسات آموزشی بیشتر را پیش‌بینی کرده بود.

he had foreseen the possibility of a market downturn.

او احتمال کاهش بازار را پیش‌بینی کرده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید