exponent

[ایالات متحده]/ɪkˈspəʊnənt/
[بریتانیا]/ɪkˈspəʊnənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حامی یا مدافع یک دیدگاه یا نظریه؛ کارشناس یا استاد در یک فعالیت خاص؛ (ریاضی) عدد یا نمادی که نشان‌دهنده توان عدد دیگری است که به آن افزوده می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

exponential growth

رشد نمایی

exponential function

تابع نمایی

polytropic exponent

توان پُلِ‌تُروپیک

جملات نمونه

an exponent of Darwin's theory

طرفدار نظریه داروین

an exponent of self-education

طرفدار خودآموزی

She is an exponent of vegetarianism.

او طرفدار گیاهخواری است.

an exponent of the opinions of Freud

طرفدار نظرات فروید

Our senator is an exponent of free trade.

سناتور ما طرفدار تجارت آزاد است.

an early exponent of the teachings of Thomas Aquinas.

یک طرفدار اولیه از آموزه‌های توماس آکوئیناس.

he's the world's leading exponent of country rock guitar.

او پیشرو جهان در نوازندگی گیتار راک کانتری است.

Based on the theory of light wave propagation in turbulent media, the scaling exponents could be given by the method of determining dimensionless interzone.

بر اساس نظریه انتشار موج نور در محیط های آشفته، می توان توان های مقیاس را با روش تعیین ناحیه بدون بعد ارائه داد.

One is the critical slowing down at the edges of tristable region and the bifurcation, and their critical exponent is calculated;

یکی کاهش سرعت بحرانی در لبه‌های ناحیه سه حالتی و نقطه شاخه زایی است، و توان بحرانی آنها محاسبه می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید