dramatically

[ایالات متحده]/drəˈmætɪkli/
[بریتانیا]/drəˈmætɪkli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به شیوه‌ای بسیار نمایشی؛ به طریقی که توجه را جلب می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

improve dramatically

بهبود چشمگیر

increase dramatically

افزایش چشمگیر

decrease dramatically

کاهش چشمگیر

جملات نمونه

Infant mortality has been dramatically reduced because of modern medicine.

مرگ و میر نوزادان به دلیل پزشکی مدرن به طور چشمگیری کاهش یافته است.

His tone changed dramatically when he saw the money.

وقتی پول را دید لحن او به طور چشمگیری تغییر کرد.

Our way of life has changed dramatically over the last ten years.

سبک زندگی ما در ده سال گذشته به طور چشمگیری تغییر کرده است.

Sales of ‘green’ products have increased dramatically and now a lot of manufacturers are trying to get in on the act.

فروش محصولات 'سبز' به طور چشمگیری افزایش یافته و اکنون بسیاری از تولیدکنندگان در تلاشند تا وارد این عرصه شوند.

Its use has increased dramatically in recent years for periocular and intraocular treatment of retinal vasculature disease and uveitis.

استفاده از آن در سال های اخیر برای درمان بیماری عروق شبکیه و یووه ایتیس در اطراف چشم و داخل چشم به طور چشمگیری افزایش یافته است.

On the other hand, rescaling the lamp using the SKEY could dramatically increase or decrease the lighting intensity of the scene.

از طرف دیگر، تغییر مقیاس لامپ با استفاده از SKEY می تواند به طور چشمگیری روشنایی صحنه را افزایش یا کاهش دهد.

If successful, the new technology could dramatically improve the quality of life for young people with diabetes by making the condition easier to manage and reducing the risk of hypos.

در صورت موفقیت، فناوری جدید می تواند به طور چشمگیری کیفیت زندگی افراد جوان مبتلا به دیابت را با آسان تر کردن مدیریت بیماری و کاهش خطر افت قند خون بهبود بخشد.

Not only most metazoan phyla made their debut at the earliest Cambrian, but also the fossil record like calcareous metaphyte flora and acritarch change dramatically nearly at the same time.

نه تنها بیشتر شاخه‌های جانبی در اوایل کامبرین ظهور کردند، بلکه سابقه فسیلی مانند گیاهان متالوئیدهای آهکی و آکریتارچ نیز تقریباً در همان زمان به طور چشمگیری تغییر کرد.

The plastometer thickness of No.2 coking coal and 1/3 coking coal increased dramatically by adding modified coal tar pitch, meanwhile, the coal caking indexes increased dramatically.

ضخامت پلاستومتر زغال کک شماره 2 و 1/3 زغال کک با افزودن قیر زغال سنگ اصلاح شده به طور چشمگیری افزایش یافت، در حالی که شاخص های کک زغال نیز به طور چشمگیری افزایش یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید