expressly

[ایالات متحده]/ɪkˈspresli/
[بریتانیا]/ɪkˈspresli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به وضوح; به طور صریح; به دقت
به طور خاص; عمداً

عبارات و ترکیب‌ها

stated expressly

بیان شده صریحاً

authorized expressly

مجاز شده صریحاً

جملات نمونه

I told you expressly to report to me everyday.

من به شما به طور خاص گفتم که هر روز به من گزارش دهید.

This ship was designed expressly for exploring the Arctic waters.

این کشتی به‌طور خاص برای کاوش در آب‌های قطب شمال طراحی شده بود.

I expressly ordered the visitor to leave.

من به طور خاص دستور دادم که بازدید کننده برود.

"I told you expressly to lock the door, but you didn't follow me."

من به شما به طور خاص گفتم که در را قفل کنید، اما شما از من پیروی نکردید.

the rights expressly granted by the terms of the lease

حقوقی که به طور خاص طبق شرایط اجاره به آنها اعطا شده است.

These conditions must be expressly incorporated into the contract of employment.

این شرایط باید به طور خاص در قرارداد استخدام گنجانده شود.

tools designed expressly for left-handed workers.

ابزارهایی که به طور خاص برای کارگران چپ دست طراحی شده اند.

The CLP Group does not indicate expressly or impliedly any endorsement, approval, recommendation or preference of or for those third party websites or the products and services provided on them.

گروه CLP به طور صریح یا ضمنی هیچ تایید، تاییدیه، توصیه یا ترجیحی نسبت به یا برای آن وب سایت های شخص ثالث یا محصولات و خدمات ارائه شده در آنها نشان نمی دهد.

نمونه‌های واقعی

It is expressly forbidden to smoke in the classrooms as this poses a fire hazard.

دود کردن در کلاس‌ها اکراً ممنوع است زیرا این موضوع خطرات آتش‌سوزی ایجاد می‌کند.

منبع: Past English Major Level 4 Listening Exam Questions (with Translations)

It changes no curriculum and does not expressly lobby for creationism or intelligent design.

این موضوع برنامه درسی را تغییر نمی‌دهد و به طور خاص برای حمایت از خدانشینان یا طرح هوشمندانه لابی نمی‌کند.

منبع: The Economist - International

This is something NASA expressly rejected.

این چیزی است که ناسا به طور خاص رد کرد.

منبع: The Martian Original Soundtrack

" I was expressly forbidden to take you to court" .

"من اکراً از رفتن به دادگاه منع شدم.".

منبع: A Song of Ice and Fire: A Clash of Kings (Bilingual Edition)

A newly refitted office contains several small rooms that are expressly designed for focused work.

یک دفترچه نو سازمانی شامل چندین اتاق کوچک است که به طور خاص برای کار متمرکز طراحی شده اند.

منبع: The Economist (Summary)

And yet the U.S. market has offered no drug expressly designed to prevent these debilitating headaches.

با این حال، بازار ایالات متحده داروی خاصی برای پیشگیری از این سردردهای ناتوان کننده ارائه نکرده است.

منبع: Time

This is the part that's involved expressly in collecting data and sending it to the central nervous system.

این بخشی است که به طور خاص در جمع آوری داده ها و ارسال آن به سیستم عصبی مرکزی نقش دارد.

منبع: Crash Course Anatomy and Physiology

Turn off Location Services for all apps except maps and others that expressly need to know where you are.

سرویس‌های مکان را برای همه برنامه‌ها به جز نقشه‌ها و سایر برنامه‌هایی که به طور خاص نیاز به دانستن مکان شما دارند، خاموش کنید.

منبع: Reader's Digest Anthology

I have come up to town expressly to propose to her.

من به طور خاص برای پیشنهاد به او به شهر آمدم.

منبع: Not to be taken lightly.

This power was not expressly conferred on the Court.

این قدرت به طور خاص به دادگاه تفویض نشده است.

منبع: American history

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید