directly

[ایالات متحده]/dəˈrektli/
[بریتانیا]/dəˈrektli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. بدون اینکه چیز دیگری دخالت داشته باشد یا در میان باشد; بلافاصله; فوراً; صادقانه; دقیقاً
conj. به محض اینکه

عبارات و ترکیب‌ها

directly under

تحت نظر مستقیم

directly ahead

مستقیماً جلوتر

directly proportional

به طور مستقیم متناسب

directly address

مستقیماً پرداختن

جملات نمونه

they went directly to the restaurant.

آنها مستقیماً به رستوران رفتند.

the sun was directly overhead.

خورشید مستقیماً بالای سر بود.

directly in the centre of the city

مستقیماً در مرکز شهر

directly opposite the church

مستقیلاً در مقابل کلیسا

He is not directly responsible.

او مستقیماً مسئول نیست.

they drove directly south-west.

آنها مستقیماً به سمت جنوب غربی رانندگی کردند.

Serve the papillote directly on the plate.

پاپیلت را مستقیماً روی بشقاب سرو کنید.

It is best to deal directly with foreign suppliers.

بهتر است مستقیماً با تامین کنندگان خارجی معامله کنید.

the bank deals directly with the private sector.

بانک مستقیماً با بخش خصوصی معامله می کند.

I went directly after breakfast.

من بلافاصله بعد از صبحانه رفتم.

the decisions directly affect people's health.

تصمیمات به طور مستقیم بر سلامت مردم تاثیر می‌گذارد.

the ceiling directly above the door.

سقف مستقیماً بالای در.

the houses directly opposite.

خانه هایی که مستقیلاً در مقابل قرار دارند.

the user interacts directly with the library.

کاربر مستقیماً با کتابخانه تعامل دارد.

We'll come directly we have finished.

ما مستقیماً بعد از اتمام کار خواهیم آمد.

be directly acquainted with

به طور مستقیم آشنا باشید.

(to) Victory was directly creditable to his efforts.

پیروزی به طور مستقیم ناشی از تلاش‌های او بود.

نمونه‌های واقعی

" You should drink that directly, Lupin."

شما باید آن را مستقیماً بنوشید، لوپین.

منبع: 3. Harry Potter and the Prisoner of Azkaban

And then back down directly over the knife.

و سپس به طور مستقیم روی چاقو پایین برگردید.

منبع: Travel around the world

Our nutrition is directly related to inflammation.

تغذیه ما به طور مستقیم با التهاب مرتبط است.

منبع: 2018 Best Hits Compilation

We can credit your account directly with the difference if you wish.

اگر مایل باشید، می توانیم به طور مستقیم مبلغ تفاوت را به حساب شما اضافه کنیم.

منبع: CET-6 Listening Past Exam Questions (with Translations)

We shall go to the laundry directly.

ما مستقیماً به خشکشویی خواهیم رفت.

منبع: Victoria Kitchen

The Captain rarely handles passenger queries directly.

کاپیتان به ندرت به طور مستقیم به درخواست های مسافران رسیدگی می کند.

منبع: Go blank axis version

When I asked Jobs directly, he became unusually quiet and hesitant.

وقتی من مستقیماً از جابز پرسیدم، او به طرز غیرمعمولی ساکت و مردد شد.

منبع: Steve Jobs Biography

Don't look him directly in the mandibles.

به طور مستقیم به چانه های او نگاه نکنید.

منبع: Universal Dialogue for Children's Animation

Small wires connect it directly to the brain.

سیم های کوچکی وجود دارد که آن را مستقیماً به مغز متصل می کند.

منبع: VOA Slow English Technology

Trump didn't really answer that question directly.

ترامپ واقعاً به طور مستقیم به آن سؤال پاسخ نداد.

منبع: NPR News April 2018 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید